تبلیغات
گروه تئاتر همرهان شهرستان محمود آباد - تراژدی یونان
گروه تئاتر همرهان شهرستان محمود آباد
دانش خود را هیچگاه اهتکار نکنید / دکتر قریب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



بنام خالق زیبایی ها و یگانه کارگردان عالم


ئئاتر در روزگار ما معضلی است و نه فقط برای ما، که در سراسر عالم؛ مگر برای آنان که تئاتر شان ریشه در سنت و یا اساطیر داشته است. بعضی ها معتقدندکه تئاتر دیگر مرده است؛ من از آنان نیستم، اما از سر انصاف باید بگویم که چندان هم زنده نیست.

«سید اهل قلم شهید مرتضی آوینی»

در این وبلاگ به فعالیت های هنری ،خبری ، نقد و بررسی نمایشی انجام شده پرداخته می شود
شماره مجوز: 33467 /89
شروع فعالیت: 1380
سرپرست: احترام حسین پور
کارگردان: احترام حسین پور ، حمیدرضا گل محمدی تواندشتی احترام حسین پور ، حمیدرضا گل محمدی تواندشتی
نویسنده: محمدرضا احمدی آسور ، حمیدرضا گل محمدی تواندشتی
طراح صحنه، صدا و موسیقی: حمیدرضا گل محمدی تواندشتی احترام حسین پور، سعید گل محمدی تواندشتی حسین آرمیده
بازیگران ثابت: طاهره محمدی، حمیدرضا یوسفی، مجید رمضان نسب حسن علیزاده، روح الله حسن زاده، مجید یونسی، مهدی رمضان نسب یلدا خادمی، زینب حسین پور
بازیگران میهمان: امیر رفیعی، عابد عبدی، حسن رامی، حسین حیدری رضا رمضان نسب، سید پیمان نبی زاده، سید مرتضی هاشمی جلال وردان، جعفر زالی، فاطمه گل محمدی تواندشتی
سایر همکاران: میترا حیدری، معظمه منصوری، بهاره ابراهیم زاده میترا ابراهیم زاده ، علیرضا گل محمدی احترام حسین پور، مهدی رمضان نسب، حسین آرمیده، مجید یونسی حمیدرضا یونسی، سپیده گل محمدی تواندشتی

مدیر وبلاگ : حمیدرضا گل محمدی تواندشتی
نظرسنجی
نظرتان در باره وبلاگ






 

 

تراژدی، غم‌نامه یا سوگنامه

 

یکی از شکل‌های نمایش است که ریشه در مناسک مذهبی یونان باستان دارد. تراژدی، توسط تسپیسِ ایکاریایی معرفی شد و نام خود را از «تروگوس» (به یونانی: τρογοσ) یعنی بز، و «اویدیا» یعنی سرود گرفته‌است .تراژدی برخلاف کمدی کشمکش میان خدایان ویا شاهان و شاهزادگان است. تم غالب در اینگونهٔ نمایشی تقدیر و ناتوانی انسان در مقابل ارادهٔ خدایان است. پایان تراژدی کلاسیک به مرگ قهرمان یا پایان ناخوشایند دیگری ختم می‌شود. ازمنظر ارسطو هدف تراژدی ایجاد ترس و ترحم یا به عبارتی کاتارسیس در تماشاگر است و از دیدگاه شوپنهاور تراژدی، نمایش یک شور بختی بزرگ است.

 

تراژدی یونان

 

تراژدی نیز چون کمدی، نخست از بدیهه سرایی آغاز شد. تراژدی از اشعار دیتیرامبیک ریشه می‌گیرد و کمدی از سروده‌های فالیک‌ که هنوز در بسیاری از شهرهای یونان باقی مانده‌است. از آن پس‌، تراژدی اندک‌اندک پیش‌رفتن آغاز کرد و در هر مرحله بهتر از مرحله پیشین شد. اشعار دیتیرامبیک یا دیتیرامب، سرودهای وجدآور و بهجت بخشی است که ساتیرها در بزرگداشت خدای شراب و باروری، دیونوسوس سر می‌دادند. ساتیرها موجوداتی نیمه‌انسان و نیمه بز هستند که با خواندن سرودهای دیتیرامب، مرگ و تولد دوباره دیونوسوس، را پاس می‌داشتند. دیونوسوس در میان ایزدان یونانی از ویژگی خاصی برخوردار است، او از پیوند زئوس و پرسفون، الهه زیرزمین، متولد می‌شود. با دسیسه چینی هرا، همسر زئوس، تیتانها وی را از هم می‌درند و می‌خورند. به همین دلیل‌، دیونوسوس، زاگرس‌، یعنی مثله و قطعه‌قطعه شده‌، نام می‌گیرد. آتنا، دختر تئوس، قلب دیونوسوس را از دست تیتانها می‌رباید و آن را به زئوس می‌بخشد.  تولد دیونوسوس دوم در فرهنگ اساطیر یونان و رٌم چنین وصف شده‌است: «دیونوسوس پسر زئوس و سمله، که مورد علاقه زئوس بود، از او خواست تا با تمام نیرو و جلال ایزدی بر او ظاهر شود و زئوس نیز برای رضای او به این امر تن داد؛ ولی سمله که قدرت تحمل مشاهده انوار جمال عاشق خویش را نداشت‌، به حالت برق زده‌ای به زمین افتاد. زئوس به‌سرعت طفل شش ماهه او را که هنوز در شکم مادر بود بیرون کشید و آن را به ران خود دوخت و در پایان مدت مقرر، طفل را صحیح و سالم خارج کرد. این طفل، دیونوسوس‌، یعنی دوبار تولد یافته‌، نام گرفت.»  یونان به نام «ینا»، که به روایتی در آسیا و به روایتی دیگر در اتیوپی یا آفریقا است، منتقل می‌شود. زئوس برای ناشناخته ماندن دیونوسوس او را به شکل بزغاله‌ای در می‌آورد و مسؤولیت نگهداری‌اش را به الهه‌های آن سرزمین می‌سپارد. دیونوسوس در آغاز جوانی، انگور و روش استفاده از آن را کشف می‌کند و با قدرتی که در برکت‌بخشی و آبادانی تاکستانها می‌یابد، ایزد شراب نام می‌گیرد. برای بزرگداشت دیونوسوس، هر ساله‌، آغاز فصل بهار، دسته‌های بزرگی از زنها، ساتیرها و سیلن­ها (موجودات نیمه‌انسان - نیمه‌حیوان‌) به راه می‌افتادند و «دیتیرامب» را همراه با رقص و آواز سر می‌دادند و طی این مراسم‌، شبیه یا شمایل دیونوسوس را با خود حمل می‌کردند و به معبد مخصوص می‌بردند. در تمام این مدت‌، رقص و آواز برپا بود و حیواناتی را در پیش شمایل قربانی می‌کردند. این مراسم که «دیونوسیا» نام داشت‌، در میان وجد و سرور پرجذبه‌ای به پایان می‌رسید. «یکی از این جشنها که برای نخستین‌بار در آن درام یا درواقع تراژدی عرضه شد، چنان محبوبیتی یافت که بقیه دیونوسیاها را تحت‌الشعاع قرار داد و کانون تمام جشنها واقع شد. به این ترتیب‌، در سال ۵۳۴ قبل از میلاد، تراژدی و اجرای آن رسمیت یافت.

 

 

آغاز نمایش‌های تراژدی

«لوح دیونسوس»

در ۵۴۴ ق.م حکومت آتن جشنواره نمایشی رسمی‌ای برگزار می‌کرد که در آن نمایشنامه‌نویسان برای جوایز رقابت می‌کردند. نمایش در آتن یک رویداد هر روزه نبود بلکه به دو روزِ تعطیلِ * (جشن شرابگیری) و مهمتر از آن به جشن دیونوسیای شهر یا دیونوسیای بزرگ، محدود می‌شد.جشن شرابگیری در ژانویه یا فوریه اتفاق می‌افتاد و دیونوسیای شهر در مارس یا آوریل. جشن دوم پنج یا شش روز به طول می‌انجامید و هر صبحِ سه روزِ پایانیِ جشن، یک تراژدی نویس سه نمایش تراژدی و یک ساتیر اجرا می‌کرد. این سه نمایشنامه‌نویس از قبل توسط یک قاضی داور که احتمالاً طرح نمایشنامه‌های فراوانی را مورد مطالعه قرار می‌داد، به دقت انتخاب شده بودند و هزینه اجرای آثار آن‌ها بخشی توسط حکومت و بخشی توسط شهروندان متمول پرداخت می‌شد. حکومت از این شهروندان با دستور به مساعدت به آن‌ها از طریق کمک مالی تجلیل می‌کرد. نمایشنامه‌نویس، موسیقی را هم تصنیف می‌کرد و بر آماده سازی”اجرا” نظارت می‌کرد و برخی اوقات نقشی هم ایفا می‌کرد. آن جایی که سه شاعر در ماه رقابت انتخاب شده بودند، به هر یک جایزه‌ای اعطا می‌شد. البته جایزه اول(پول و یک تاج گل) ارزشمندترین بود و گاهی بردن جایزه سوم افتخاری محسوب نمی‌شد.

 

 

نخستین جایزهٔ ادبی

 

در ۴۸۴ پ.م، آشیلوس آتنی نخستین جایزهٔ خود را در مسابقهٔ درام دریافت کرد. از نود نمایشنامهٔ او هشت نمایشنامه به دست ما رسیده‌است. مشهورترینِ این آثار، پارسیان است که در سال ۴۷۲ پ.م تصنیف شد و نوعی بیانیهٔ سیاسی برای تبلیغ فتوحات آتن در جنگ سالامیس بود. در ۴۶۹ پ.م آیسخولوس مسابقهٔ درام را به رقیبی نیرومند واگذار کرد که سوفوکلس نام داشت. او در ۴۴۲ پ.م آنتیگونه (سوفوکل) را نوشت و بعدها با نوشتن ادیپ شهریار شهرتی دیرپا یافت. آن گاه اوریپیدس به عرصه وارد شد و در ۴۳۸ پ.م آلکستیس و در ۴۱۲ پ.م مده‌آ را بر صحنه برد.

 

بازیگران

ماسك تراژدى

«تس‌پیس»، نمایشنامه‌نویس قرن ششم ق.م که هیچ از یک نمایشنامه‌هایش باقی نمانده‌است، همسرایان و سرخوان(بازیگر اول)، را وارد نمایش کرد و آشیلوس اولین نمایشنامه‌نویس بزرگ یونان در قرن بعدی بازیگر دوم را وارد کرد. سوفوکل سومین بازیگر را اضافه کرد،  سرخوان(رهبر همسرایان) گاهی اوقات با شخصیت‌ها مشغول گفت‌وگو می‌شد تا بدین وسیله تعداد کم بازیگران ناطق را از آن چه که ممکن بود در اولین نگاه به نظر برسد، بیشتر کند. گروه همسرایان نمایش - پیامد طبیعی سرودهای دیتیرامب اولیه - توسط آشیلوس از ۵۰ نفر به ۲۵ نفر تقلیل داده شد و بعد توسط سوفوکل به نفر رسید.

بازیگران، احتمالاً برای القای خصوصیات اصلی‌شان به تماشاگران حتی آن‌هایی که در دورترین فاصله قرار دارند نقاب(ماسک) می‌زدند. در نتیجه یک بازیگر ممکن بود ماسکی را بزند که خطوط کلی چهره یک شاه یا یک پیرمرد یا یک خدمتکار را القاء کند.

 

تماشاخانه‌ها

معمارى تماشاخانه‌ى یونانى

بعضی از تماشاخانه‌های یونانی آن قدر بزرگ بودند که تا شش هزار تماشاگر را در خود جای می‌دادند. عمارت ساخته شده در کنار تپه، تماشاخانه‌ای به شکل نیم دایره در فضای باز بود با بازیگرانی که ایستاده ایفای نقش می‌کردند و تماشاگرانی که روی پله‌هایی می‌نشستند که تا دامنه تپه بالا می‌رفتند. در میان اولین ردیف یک تخت(کرسی) برای کاهن دیونوسوس اختصاص داشت که برخی اوقات به عنوان اسباب نمایش عمل می‌کرد. پشت بازیگران، اسکنه یا ساختمان صحنه بود که احتمالاً به عنوان اتاق رختکن، قبل از اجرا و در طول اجرا به عنوان پس زمینه مورد استفاده قرار می‌گرفت. این ساختمان به تماشاگری که بازیگران را در مقابل آن می‌دید، یک قصر یا معبد را القاء می‌کرد و گاهی اوقات اگر صحنه دیگری لازم بود قاب‌های متحرک با نقاشی‌های چشم‌انداز(منظره) بین ستون‌ها جای می‌گرفت. این دیوار تا اندازه مهمی به فراهم آوردن صوت قوی کمک می‌کرد، چرا که اگر یک حایل جامد در پشت فرد صحبت کننده و یک سطح سخت و صاف در مقابلش وجود داشته باشد و اگر تماشاگر روی پله‌ها بنشیند گفت‌وگوها به خوبی منتشر می‌شود. دیوار ساختمان صحنه حایل را فراهم می‌کرد، اطراف قربانگاه یک مکان صاف برای رقص کورال که اوکسترا نامیده می‌شود، سطح صاف مقابل بازیگران را مهیا می‌کرد و سومین بخش کار را جایگاه‌های روی تپه انجام می‌دادندکه وضعیت صداها را نسبتاً بهتر می‌کرد. اما مشخص نیست این سکو دقیقاً چه زمانی در مقابل ساختمان صحنه ساخته شد.


 

وسایل صحنه

 

لباس‌ها رنگارنگ بودند و بازیگران احتمالاً کفش‌هایی با تخت ضخیم می‌پوشیدند تا آن‌ها را بلند قدتر نشان دهد، گرچه به نظر می‌رسد که دوره این چکمه‌های مخصوص بعد از نمایشنامه‌های برجسته”اشیل”، ”سوفوکل” و ”اوری‌پید” در قرن پنجم ق.م بوده‌است. دو مورد از وسایل صحنه ارزش نام بردن را دارند: ”ماشین” و ”اکی‌کلما”، اولی یک جرثقیل یا بالاکش بود که می‌توانست بازیگری را که نقش خدا را بازی می‌کرد، معلق نگه دارد. زیرا خدا گاهی اوقات داخل می‌شد تا به داستان سامان ببخشد یا داستان را حل و فصل کند، و ”اکی کلما” به نظر می‌رسد یک سکوی چرخ‌دار بوده که به بیرون از ساختمان هل داده می‌شد و به طور مرسوم به تماشاگر خاطر نشان می‌کرد صحنه‌ای که در حال اجرا است باید به عنوان صحنه‌ای در حال وقوع در داخل ساختمان فرض شود.

 

ساختار تراژدی یونانی

دیونوسوس -480

 

۱- ارکان نمایش:

 

  • بخش اول: نمایش با یک مقدمه شروع می‌شود که درآن خلاصهٔ داستان تعریف می‌شود.
  • بخش دوم : همسرایان وارد صحنه شده و داستان شروع می‌شود - گره افکنی
  • بخش سوم : شروع وبسط داستان اصلی نمایش با حضور قهرمانان - داستان و نقطه‌اوج
  • بخش چهارم : پایان نمایش وخروج همسرایان - گره گشایی 


 

۲- قوانین کلاسیک :

 

 وحدت‌های سه‌گانه «کنش»، «زمان» و «مکان» درتراژدی با اتکاء به آرای ارسطو:

  • وحدتِ میتوس (پیرنگ) درتراژدی مبتنی بر وحدت کنشی است؛ وحدت کنش که در تراژدی یعنی کنش واحد و تمام باشد و برداشتن هرجزء از آن باعث از دست رفتن کل آن بشود.
  • وحدت زمان بیانگر مقید بودن تراژدی نویس به محدود ماندن رخدادهای هر تراژدی درمدت یک دوره زمانی آفتاب (طلوع یا غروب) می‌باشد.
  • اگرچه ارسطو به صراحت به «وحدت مکان» در تراژدی اشاره نکرده اما براساس تفسیرسخنان وی چون تراژدی تقلیدِ کار و کردار است و این تقلید هم بوسیله کردار اشخاص صورت می‌گیرد لذا چارچوب و عرصه این تقلید هم صحنه نمایش به عنوان مکانی است که بازیگران تراژدی در آن به تقلید این کردارها می‌پردازند.

 نمایش خشونت واعمال غیر اخلاقی در صحنه و جلو چشم تماشاگر مجاز نیست. این گونه صحنه‌ها فقط توسط شخصیت‌های داستان روایت می‌شوند.

 

۳- اجزای تراژدی از دید ارسطو:

 

  • هسته داستان ، که ترتیب منظم و منطقی حوادث و اعمال است.
  • قهرمانان و اشخاص، که بازیکنان نمایشنامه می‌باشند.
  • اندیشه‌ها، که حرف‌های قهرمانان یا نتایج اعمال آنان است.
  • بیان یا گفتار، که نحوهٔ کاربرد و تأثیر کلمات در تراژدی است. طرز بیان باید سنگین و موزون باشد.
  • آواز کُر، آوازهایی است که دسته‌های همسرایان در تراژدی می‌خوانند.
  • وضع صحنه یا منظر نمایش، که مربوط به صحنه آرایی و صحنه سازی است.

 

 

نمایشنامه‌نویسان

مضامین نمایشنامه‌های تراژیک یونان

'۱- آیسخولوس "آشیلوس"':

ارنیس در تعقیب اورستیا - اثر : ویلیام آدولف بوگرو

. ملتمسان : دربارهٔ فرار زنی از شوهرش است.

. مصریان : دربارهٔ زنانی است که شوهرشان را می‌کشند.

. پارسیان : دربارهٔ نبرد یونانیان و ایرانیان است.

. هفت سرکرده بر ضد تبس : مجموع سه تراژدی است:

..لائیوس : دربارهٔ مردی است که به مرد دیگری که مهمانش است تجاوز می‌کند.

..اودیپوس : دربارهٔ پدرکشی و زنای با محارم است.

..هفت سرکرده : حول محور برادرکشی می‌گردد.

."پرومتئوس در بند" و "پرومتئوس از بند رسته" : دربارهٔ شکنجه شدن یک خدا است. که نحوه استفاده از آتش را به انسانها آموخت .

.اورستئیا مجموعهٔ سه متن است:

.. آگاممنون : دربارهٔ آدمخواری، شوهرکشی، و هووکشی است.

.. خوئه فوروئه : دربارهٔ مادرکشی است.

.. ائومنیدس : دربارهٔ محاکمهٔ یک مادرکُش است.


'۲- سوفوکل' :

. آژاکس : دربارهٔ دیوانگی و خودکشی این پهلوان است.

. آنتیگونه : دربارهٔ دختری که به مخالفت با قوانین کشور برمی‌خیزد.

. اودیپ شهریار (جبار): دربارهٔ تقدیر و زنای با محارم و پدرکشی است.

. الکترا : دربارهٔ قتل به‌خاطر زنای با محارم است.

. تراخینیائه : دربارهٔ کشتن شوهر به خاطر آوردن هوو است.

. تجاوز به هلن : مضمونی دارد که از نامش هویداست.

. هیپونوموس : دربارهٔ کسی است که دخترش را می‌کشد.


 

۳-ائوریپیدس:

. مدئا : دربارهٔ زنی است که برادرش را به خاطر معشوقش می‌کشد، و بعد او را با هوویش، پدرِ هوویش، بچه‌های خودش و هوویش به قتل می‌رساند و در نهایت خودکشی می‌کند.

. هیپولوتوس : دربارهٔ عشق زنی به پسرخوانده‌اش است و اینکه چگونه او را به تجاوز به خویش متهم می‌کند.

. هکوبا : دربارهٔ قربانی کردن انسانی برای روح آخیلس، کشتن بچه‌ها، خیانت و کور کردن هکوباست.

. آندروماخه : دربارهٔ زنی است که هوو و فرزند هوویش را می‌کشد و بعد خودکشی می‌کند.

. دو کودک هراکلس : دربارهٔ مردی است که دخترانش را برای پیروزی در جنگ قربانی می‌کند.

. زنان تروایی : دربارهٔ فتح یک شهر، تجاوز به زنان شهر، و قتل‌عام مردم آن است.

. هراکلس : دربارهٔ دیوانگی و قتل خویشاوندان است.

. ایفیگنیا در تاوریس : دربارهٔ قربانی کردن انسان برای ایزدبانو آرتمیس است.

. ایون : دربارهٔ تجاوز یک خدا به یک دختر، سر راه گذاشته شدن بچهٔ ناشی از این آمیزش، و تلاش ناآگاهانهٔ مادر برای کشتن پسرش است.

. الکترا : دربارهٔ دختری است که با همدستی برادرش به خونخواهی پدرش، مادرش را می‌کشد.

. زنان فنیقی : دربارهٔ قربانی کردن انسان برای حفاظت از یک شهر است.

مرگ هیپولیت - اثرلورنس آلما ۱۸۶۰

. اورستس : دربارهٔ دیوانگی، و اعدام کسی است که مادر خود را کشته.

. ایفیگنیا در آولیده : دربارهٔ قربانی شدن دختری به دست پدرش است.

. هوپسیپوله : دربارهٔ دختری است که به خاطر نکشتن شوهرش و نجات دادن پدرش توسط زنانی که تمام خویشاوندان مردشان را می‌کشند، تبعید می‌شود. آن‌گاه توسط دزدان دریایی ربوده شده و برده می‌شود.

. آنتیوپه : دربارهٔ دختری است که باردار می‌شود و از ترس پدرش فرار می‌کند. اما پس از مرگ وی توسط برادرش دستگیر می‌شود. در نتیجه بچه‌اش سر راه گذاشته شده و خودش برده می‌شود.

.آئیکئوس : دربارهٔ زنای با محارم است.

. آلکمئون در پسوفیس : دربارهٔ کسی است که مادرش را می‌کشد.

. اینو : دربارهٔ زنی است که هنگام تلاش برای کشتن فرزندان هوویش، کودکان خود را می‌کشد.

.. ملانیپهٔ خردمند : دربارهٔ مردی است که زنش توسط خدایی باردار می‌شود و سعی می‌کند نوزادان ناشی از این آمیزش را بسوزاند.

.. ملانیپهٔ دربند : دربارهٔ رقابت فرزندانی ناتنی است که توسط مادرانشان برای کشتن همدیگر ترغیب می‌شوند و در نهایت هنگام اقدام به قتل می‌میرند، و دختری که توسط پدرش کور می‌شود.

. پلیادس : دربارهٔ دخترانی است که با نیرنگ جادوگری پدرشان را می‌کشند.

. فوئینیکیس : دربارهٔ پسری است که به تحریک مادرش به کنیزِ مورد علاقهٔ پدرش تجاوز می‌کند و به همین دلیل به دست پدر کور و تبعید می‌شود.

 

 

قهرمان تراژیک

اودیپوس شهریار

تطهیر و تزکیه، ترجمه واژه یونانی کاتارسیس «Catharsis » است که از اصطلاحات مشهور نقد ادبی است ومفهوم آن این است که بیننده بعد از دیدن تراژدی از این که خود دچار چنان سرنوشتی نشده‌است احساس سبکی کند. در تراژدی، معمولاً قهرمان می‌میرد و این مرگ دلخراش باعث کاتارسیس می‌شود. ارسطو می‌گوید قهرمان تراژدی در ما هم حس شفقت را بیدار می‌کند و هم حس وحشت و هراس را. او نه خوب است و نه بد، مخلوطی از هر دواست، اما اگر از ما بهتر باشد، اثر تراژدی بیشتر می‌شود. قهرمان بر اثر بخت برگشتگی یا بازی سرنوشت، ناگاه از اوج سعادت به ورطهٔ شقاوت فرو می‌افتد. تغییر سرنوشت نتیجهٔ فعل خطایی است که از قهرمان سرزده‌است. به قول محققان غربی او بر اثر نقطه ضعفی که دارد مرتکب اشتباه می‌شود. به این نقطه ضعف در یونانی، همرتیا  گویند که در انگلیسی به تراژیک فلاو   یعنی نقطهٔ ضعف تراژیک ترجمه شده‌است. یکی از رایج‌ترین انواع نقطه ضعف در تراژدی‌های یونانی، هوبریس به معنی غرور است. از خود راضی بودن و اعتماد به نفس بیش از حد که باعث می‌شود قهرمان تراژدی به نداها، اخطارها، علائم درونی و قلبی و آسمانی توجه نکند و از قوانین اخلاقی منحرف شود.

 

منبع:

دانشنامه ویکی پدا





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت گروه تئاتر همرهان شهرستان محمود آبادخوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای گروه تئاتر همرهان شهرستان محمود آباد محفوظ است