تبلیغات
گروه تئاتر همرهان شهرستان محمود آباد - طراحی صحنه (لباس، گریم، دکور، نور)
گروه تئاتر همرهان شهرستان محمود آباد
دانش خود را هیچگاه اهتکار نکنید / دکتر قریب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



بنام خالق زیبایی ها و یگانه کارگردان عالم


ئئاتر در روزگار ما معضلی است و نه فقط برای ما، که در سراسر عالم؛ مگر برای آنان که تئاتر شان ریشه در سنت و یا اساطیر داشته است. بعضی ها معتقدندکه تئاتر دیگر مرده است؛ من از آنان نیستم، اما از سر انصاف باید بگویم که چندان هم زنده نیست.

«سید اهل قلم شهید مرتضی آوینی»

در این وبلاگ به فعالیت های هنری ،خبری ، نقد و بررسی نمایشی انجام شده پرداخته می شود
شماره مجوز: 33467 /89
شروع فعالیت: 1380
سرپرست: احترام حسین پور
کارگردان: احترام حسین پور ، حمیدرضا گل محمدی تواندشتی احترام حسین پور ، حمیدرضا گل محمدی تواندشتی
نویسنده: محمدرضا احمدی آسور ، حمیدرضا گل محمدی تواندشتی
طراح صحنه، صدا و موسیقی: حمیدرضا گل محمدی تواندشتی احترام حسین پور، سعید گل محمدی تواندشتی حسین آرمیده
بازیگران ثابت: طاهره محمدی، حمیدرضا یوسفی، مجید رمضان نسب حسن علیزاده، روح الله حسن زاده، مجید یونسی، مهدی رمضان نسب یلدا خادمی، زینب حسین پور
بازیگران میهمان: امیر رفیعی، عابد عبدی، حسن رامی، حسین حیدری رضا رمضان نسب، سید پیمان نبی زاده، سید مرتضی هاشمی جلال وردان، جعفر زالی، فاطمه گل محمدی تواندشتی
سایر همکاران: میترا حیدری، معظمه منصوری، بهاره ابراهیم زاده میترا ابراهیم زاده ، علیرضا گل محمدی احترام حسین پور، مهدی رمضان نسب، حسین آرمیده، مجید یونسی حمیدرضا یونسی، سپیده گل محمدی تواندشتی

مدیر وبلاگ : حمیدرضا گل محمدی تواندشتی
نظرسنجی
نظرتان در باره وبلاگ






 

طراحی صحنه (لباس، گریم، دکور، نور)

 

تمامی عناصر نمایش مکمل یکدیگرند و وحدت میان این عناصر است که میزان سن نمایش را به وجود می آورد. میزان سنی که نشات گرفته از تفکر و دیدگاه کارگردان است. ارتباط طراحی صحنه با میزانس نمایش همانند عوامل دیگر برخواسته از تفکر کارگردان و در ارتباط هماهنگ با عناصر دیگر است. البته این به معنای نادیده گرفتن طراح صحنه نیست. طراح صحنه نیز باید همانند بازیگر، متن نمایش را دقیقا مطالعه کند و با کارگردان به مفهوم مشترک دست یابد. پس از این مرحله، طراح صحنه باید در مورد معماری، وسایل صحنه و زمان وقوع نمایش کاملا تحقیق کند. در کتاب سبک های اجرایی تئاتر نوشته دکتر فرهاد ناظر زاده کرمانی، در مورد کارکرد طراحی صحنه این گونه بیان می شود:

 

 

کار طراحی صحنه عبارتست از:

 1- کمک کردن به شخصیت پردازی

 2- بیان زمان نمایشنامه

 3- بیان مکان نمایشنامه

 4- ایجاد حالت

 5- ایجاد فضا

 6- تاکید گذاری بر زمینه فراگیر نمایشنامه

 7- نمایان ساختن ضرب آهنگ نمایشنامه.

سبک و مفهوم نمایشنامه باید در طراحی صحنه منعکس باشد. و به عبارت دیگر طراحی صحنه باید بر اساس سبک مفهوم نمایشنامه صورت پذیرد.

 

 

2- انتخاب موسیقی:

بطور طبیعی هر نمایشنامه ای دارای لحظاتی شاد و غمگین است که موسیقی می تواند در نحوه اجرای نمایشنامه موثر واقع شود .

عوامل بیانی در موسیقی یعنی اثر بخشی های متقابل که به دلخواه و به تصمیم آفریننده آن درخشنده یا تیره؛ حماسی با ناامید و تسلیم طلبانه، عاشقانه و حاسدانه یا مردانه و فدا کارانه، متجلی می سازد در هر هنر دیگر نیز می توان سراغ کرد.

موسیقی در نمایش، همواره بازگوکننده احساسات و عواطف و هیجانات نهان است. ادراک حسی کارگران نسبت به اشخاص، روابط و حوادث جاری در نمایش راهنمای او جهت گزینش گویاترین موسیقی برای انتقال مفاهیم حسی و عاطفی است.

موسیقی در نمایش از حساسیت خاصی برخوردار است. موسیقی نباید به گونه ای باشد که نمایش را تحت الشعاع خود قرار دهد. یعنی ذهن تماشاگر را از نمایش دور کند و به خود معطوف دارد. موسیقی در نمایش همواره بازگو کننده احساسات و عواطف و هیجانات پنهان است. بعضی از کارگردانان قبل از اجرای نمایش از موسیقی استفاده می کنند یعنی زمانی که تماشاگر در سالن حضور به هم می رساند با موسیقی، ذهن تماشاگر را به آن سمتی که می خواهد سوق می دهد. یعنی زمینه ای برای تماشاگر ایجاد می کند تا بتواند با نمایش ارتباط بهتری برقرار کند. به همین منظور باید موسیقی بازتابی از حال و هوای نمایش باشد و کارکردی بیش از موسیقی صرف داشته باشد. موسیقی می تواند تمامی احساسات و عواطف تماشاگر را در جهت خواست نمایش سوق دهد. موسیقی معمولاً توسط کارگردان انتخاب نمی شود بلکه کارگردان می تواند تمامی مفاهیم مورد نظرش را به سازنده یا انتخاب کننده موسیقی القا کند، موسیقی معمولاً زیر نظر کارگردان و با توافق وی ساخته یا انتخاب می شود، یکی از کارکرد های موسیقی خلق فضا است. موسیقی می تواند در صحنه، فضایی خاص ایجاد کند. موسیقی می تواند صحنه را برای رویداد نمایشی آماده سازد و نیز تاثیر حادثه را شدت بخشد در واقع موسیقی جزء لازم و ضروری رویداد نمایش است.

موسیقی می تواند موقعیت خاصی را ایجاد کند.کارکرد دیگری که موسیقی در نمایش دارد معرفی شخصیت است به عنوان مثال در یک نمایش همراه با ورود شخصیتها بر روی صحنه می توان برای هر شخصیت یک ساز خاص را در نظر بگیریم. در صحنه های بعدی لحظه ای که این ساز نواخته می شود، سریعاً تماشاگر متوجه ورود شخصیت مورد نظر می گردد.

استفاده از موسیقی در خلال گفت و گوها فقط در لحظاتی مجاز است که احساس یا مفهومی توسط حرکت، دیالوگ، رنگ و فضای صحنه توان انتقال نمی یابد و لذا موسیقی به مدد عناصر ذکر شده می شتابد.

موسیقی در نمایش می تواند به صورت زنده یعنی روی صحنه نمایش اجرا شود. این امر به سبک نمایش بستگی دارد.

 

 

3- نور، لباس، گریم

از دیگر عناصر یک نمایش نور، لباس و گریم می باشد. همان طور که در دو بخش طراحی صحنه و موسیقی گفته شد، این عناصر نیز هر یک در القای مفاهیم نمایش به مخاطب نقش اساسی دارند. بنابراین یک کارگردان آگاه با استفاده مناسب از این عناصر، مفاهیم مورد نظرش را به بیننده ارائه می دهد. این عناصر هر کدام کارکرد های خاص خود را در نمایش دارند.

نور در نمایاندن صحنه، نشان دادن زمان، تاکید گذاری و القای فضای متناسب نقش بسزایی دارد.

همچنان که گریم کارکرد هایی همچون برجسته کردن سیمای طبیعی بازیگر، کمک به شخصیت های نمایش و ارائه اطلاعات درباره او را به عهده دارد، گریم در نمایش باید هماهنگ با سبک اجرا باشد.

لباس بایستی با عنایت به روحیات درونی و احوال باطنی شخص بازی طراحی شود. لباس معرف طبقه اجتماعی، پایگاه اقتصادی و عادات فرد است. لباس می تواند نشانی برای مشخص کردن عضو یک گروه باشد به عنوان مثال یک کارگر تعمیرگاه ماشین، راننده کامیون و یا استاد دانشگاه را تا اندازه ای می توان از لباسی که می پوشند شناخت. همانطور که لباس در زندگی واقعی و شناساندن شخصیت افراد نقش دارد روی صحنه نیز آشکارا می تواند معرف شخصیتها باشد. یک جنبه مهم لباس آن است که به بازیگر، به ویژه بازیگر آماتور کمک می کند تا مثل شخصیتی که نقش او را تصویر می کند، احساس کند در کل می توان گفت کارگردان با آگاهی و شناخت کافی نسبت به شیوه نمایش همه عناصر آن را از قبیل بازی، دکور، لباس، نور و موسیقی متناسب با قراردادهای همان شیوه هدایت می نماید.

صحنه پرداز، نورپرداز، طراح لباس و مسئولین فنی، نمایشنامه نویس، کارگردان و بازیگران یک اجرا همه و همه باید تلاش کنند تا در ارائه مفاهیم و پیامهای مورد نظر به نتیجه برسند زیرا تئاتر هنری دسته جمعی است که تمام مساعی نقشهای آن در یک تجربه کلی برای تماشاگر در هم می آمیزد.

 

 

4- بازیگری

 

1-4- چهار روش ارتباط مخاطب با بازیگر

 1- ارتباط با خود

 2- ارتباط با شیء و شخص خیالی

 3- ارتباط با بازیگران دیگر

 4- ارتباط با تماشاچی(سه ارتباط اول برای حاصل شده و رسیدن به ارتباط چهارم است)

 

2-4- اصول بازیگری

بازیگری بر دو اصل استوار است: 1- حرکت فیزیکی 2- بیان

در طول تاریخ تئاتر و بازیگری یکی بر دیگری برتری یافته، اما در حال حاضر مشکل می توان این دو را از هم جدا دانست. در تئاتر «نئو کلاسیک» قرن نوزدهم، بازیگر کمتر حرکت داشت و قبل از هر چیز به بازیگر فن درست بیان آموخته می شد تا بدن او این مورد به زمان یونان باستان بر می گردد که چگونگی بیان یک بازیگر برای ادای گفتارهای شعری به خدمت گرفته می شد. بنابراین در اینچنین سیستمی بازیگران نگران بیانشان بودند تا بدن. اما در نمایشهای سنتی و عامیانه بازیگر نگران بیانش بوده و همواره به حرکت بدن خود می اندیشید، به عنوان مثال در نمایش کمدی(کمد یا دل آر ته ایتالیایی- و رو حوضی ایرانی) مبنا و اصل، موقعیت، حال و فضا است. این دو وجه بازیگری تا قبل از مطرح شدن تئاتر علمی رسمی بود(1906) و از این پس تئاتر اولین اصلی را که به آن می پردازد، خلق شخصیت است در اینصورت شخصیت فرق نمی کند که بازیگران از بیان خود کمک می گیرند یا از بدن و حرکت.

 

3-4- ابزار بازیگر

مثل نقاش که از قلم و رنگ و بوم و ... و نیز نجار که از تیشه، تخته و میخ و... به عنوان ابزار کمک می گیرد تا اثرش را خلق کند: بازیگر نیز ابزار زیر را به عنوان دست مایه ی هنرش به خدت می گیرد: الف: نیروی تخیل ب) بدن آماده ج) حس د) صدا و بیان  ر) هنر وانمود کردن و یا تقلید.

 

5- کارگردان

کارگردان(Director) عامل وحدت بخش، هماهنگ کننده، انسجام دهنده در جهت و سیر ایده ی نویسنده است. کارگردان در مرکز عناصر تئاتری قرار دارد که امکان دارد در یک فرد کارگردانی باشد و یا در یک جمع چند نفره.

کارگردان تئاتر در بین هنرمندان مرئی ترین و در عین حال نامرئی ترین هنرمند است.این بدان معنا است که گفته می شود یکی از معیارهای تاثیر کارگردان توانایی او در محو کردن خودش در لحظه ی اجرا و تواناییش در دادن اختیار به هنرمندانی است که با آنها کار می کند. او اصول کار را می داند، بنابراین بازیگر را آزاد می گذارد تا نزدیکترین ارتباط ممکن را با تماشاگر برقرار کند.

امروز اسم کسی که نمایش را کار کرده (کارگردان)، بیش از داستان، نویسنده و حتی بازیگران مردم را به تئاتر می کشاند. برای ایفای اینچنین نقشی، آن فرد می باید که هنرمند، فیلسوف، بازیگر، معلم، فراهم آورنده، مربی، زبانشناس، قابله، فن آور و مدیر باشد.

1-5- وظایف کارگردان به عنوان هنرمند:وظایف اصلی کارگردان به عنوان «هنرمند» به چند مرحله تقسیم می شود:

الف): تهیه و تدارک:

 1- انتخاب متن

 2- تجزیه و تحلیل نمایشنامه

 3- انتخاب بازیگران

 

ب): کار علمی با بازیگران مهمترین آنهاست که شامل:

 1- روخوانی و مباحثه

 2- تعیین حرکات

 3- حفظ کردن

 4- عمل آوردن

 5- مرور

 6- تمرینهای فنی و بدنی

 7- تمرینهای نهایی، می باشد.

 

2-5-  تهیه و تدارک

کارایی و لیاقت کارگردان زمانی آشکار می شود که نمایش، مایه ی پویایی ذهنی تماشاگر شود و بر تمایل آنها برای پذیرش و استقبال از نمایشنامه ها و سبکهای جدید بیفزاید. آیا پول کافی برای روی صحنه بردن نمایشنامه های مهم وجود دارد؟ آیا استفاده از لباس های گرانبها و صحنه هایی پر خرج لازم است؟ آیا بازیگران و کارکنان فنی، حتی هنگامی که دستمزد آنها به تعویق بیفتد، با کارگردان همکاری می کنند؟ آیا ساختمان تئاتر، مناسب و منطبق با ضرورتهای نمایشنامه هست؟ مهم تر از همه چیز کارگردان باید از خود بپرسد «آیا نمایشنامه را می پسندم؟ آیا ویژگیهای آن را می شناسم؟ آیا دلایل کافی برای آزادی چندانی برای انتخاب ندارد. کارگردان آماتور از آزادگی بیشتری برخوردار است ولی معمولاً کمتر از او استفاده می شود.

بزرگی نقش و ایفای ایفای آن توسط بازیگر اهمیت بسیاری دارد. ولی باید در همان حال کاگردان را هم از گرفتار کردن در چنین نقشهایی باز داشت. حتی بزرگترین بازیگران ما، که بعضی را هم از کارگردانان برجسته هستند، وقتی می خواهند، هم به عنوان بازیگر وهم در مقام کارگردان حضور داشته باشند، کار اجرایی آنها از کیفیت چندانی برخوردار نخواهد بود.

 

3-5- کار عملی با بازیگران

در باره ی تربیت و آموزش هنر پیشه گفتنی های بسیاری وجود دارد. پرورش بازیگر سه مرحله دارد: پرورش ذهنی و فکری، صدا و شیوه ی بیان و حرکت، شیوه ی آماده سازی ذهن یک بازیگر از طریق بدیهه گویی و ابتکار ذهنی صورت می گیرد و امکان دارد که با تمرینها و کارهای عملی تحقق پذیرد.

آنچه بازیگر به هنگام خلق کاراکتر ها نیاز دارد، در چند مورد خلاصه می شود: فصاحت و سخن گویی، لازمه ی آن شناخت فطری کاراکتر، ارتباط او با کاراکتر های دیگر و موقعیتی است که در نمایش دارد. دوم آگاهی از همه ی معنا و مضمون نمایشنامه و اینکه چگونه می توان آن را به نمایش درآورد و شناساند. چگونه دیالوگ ها را بیان کرد. چگونه آنها را در نمایش پیش برد و چگونه احساسات موجود در اثر را به کار گرفت؟

پی بردن به اینکه هنر پیشه به هنگام اجرای نقش تا چه حد کاراکتر درونی «خودش» را حفظ می نماید و یا اینکه تغییر می کند و از خودش بیرون می رود بستگی به شخصیت درونی و دلایل خاص او برای اجرای آن نقش دارد، هر نقشی تا حدی از روانشناسی خوب هنرپیشه بهره می گیرد.

کارگردان باید آنچه را که هنر پیشه از طریق حس و آنچه را که از طریق تجربه آموخته است، از همدیگر تشخیص بدهد. برخی از بازیگران بی آنکه از خلاقیت چندانی برخوردار باشند، استعدادشان تنها به قدرت بیان عالی و توانایی حرکت آنها مربوط می شود، برخی دیگر، مهارت چندانی ندارند، ولی در ارتباط حسی برقرار کردن، بسیار توانا هستند. بازیگر آموزش ندیده شاید از شناخت و درک و حساسیت بسیاری برخوردار باشد اما در نشان دادن بازی نقش ضعیف عمل می کند. رایج ترین شیوه ی غلط بازیگری این است که در شناخت اهمیت و تاثیر قابل سبک و معیار، نیاز به بررسی دقیق دارد، زیرا آگاهی از آنها هرگز از نحوه ی تعبیر خود ما از سبک جدا نیست. سبک یک واژه ی گنگ و ابهام برانگیز است که می تواند، به معنی طراوت و سرزندگی، شیک بودن، توانگری، و وفور هم باشد. ولی در ارتباط با شکلهای تراژدی، کمدی، سرگرم کننده، رئالیستی، کلاسیک و غیره استفاده می شود. سبک بیانگر آن است که هر نمایشنامه ای یک کیفیت درونی و یک بافت مخصوص به خود دارد که کلاً براساس قواعد مشخصی شکل گرفته است. تعریفی ساده برای کیفیتی که دستیابی به آن بی نهایت دشوار است نمایشنامه نویسان، کار خود را همیشه به خاطر سبک، محدود نمی کند. گرچه اغلب سعی آنها بر آن است که معیارها را در نظر بگیرند.این حق یک هنرمند است که تجربه کند و این تجارب را در هم بیامیزد و سرانجام بهترین شیوه ای را که برای بیان یک اندیشه معین مناسب است برگزیند.

 

5-5- ابزارهای کارگردانی

ابزارهای کارگردانی عبارتند از:

 1- صوت

 2- ریتم

 3- حرکت

 4- ترکیب تصویری

به عبارتی برای حیات دادن سمعی و بصری به نمایش، کارگردان به عناصری نیاز دارد. استقرار هماهنگ تمامی عناصر نمایش بر صحنه یعنی ترکیب و هماهنگی میان آنچه دیده و شنیده می شود که طبق خواسته ی کارگردان و برای رسیدن به هدف نمایش شکل می گیرد، را «میزان سن» می گویند. در ادامه ی این مبحث ابزارهای کارگردانی را مورد بررسی قرار می دهیم.

 

6-5- صوت(موسیقی و افکت)

از آغاز پیدایس تئاتر تاکنون، صداهای تکمیل کننده، عمدتاً موسیقی و بعدها آثار صوتی ویژه یا افکت، چه به طور مستقیم همراه با صدای بازیگر و چه به گونه ای غیر مستقیم در پس زمینه، به عنوان عناصر برای تاثیر گذار بیشتر به تماشاگر به کار گرفته شده اند.

 

6- ریتم

ریتم در لغت به معنی وزن، آهنگ، قاعده، هنجار، روش، عمل یا حرکت متناوب در فاصله های منظم است. ساده ترین تعریف برای ریتم، هماهنگی و وحدت بین اجزای تصویر است به بیان رایج تر، ریتم«وحدت در کثرت» است. در طبیعت ریتم در قالبهای متفاوت یافت می شود. به طور مثال: توالی شب و روز، فصول و سالها، ضربان قلب آدمی و نیز سایر موجودات زنده.

در کلیت انواع هنر هایی که می شناسیم تکرار یا هماهنگی نقاط، خطوط، سطوح، احجام، نسبت ها و رنگ ایجاد«تم و ریتمیک» می نماید.

یک ریتم می تواند با ضربان منظم بالا و پایین، ضعیف و قوی، بلند و کوتاه تکرار شود و یا می تواند در حرکت سیال و آزاد خود فاقد نظم باشد. در هنر نمایش ریتم معنایی سمعی و بصری دارد و عبارت است از: «تکرار، تغییر و حرکت عناصر سمعی و بصری در فضای تجسمی نمایش» کارگردان بدون دانش و ریتم نمی تواند نمایش معنادار و با مفهومی را ارائه دهد. ریتم ساختار تصویر و ترکیب نمایش را تنظیم می کند و به آن تنوع می بخشد؛ آن را از یکنواختی و تکرار کسل کننده می رهاند و در مسیر خود وحدتی فزاینده به عوامل ترکیب بخشیده و موجب ارتباط بیشتر اثر نمایشی با مخاطب می گردد. ریتم تناسب میان اجزای نمایش را تحکیم بخشیده، به کارگردان مدد می رساند تا فواصل اثر خود را هماهنگ کند.

 

7- ترکیب تصویری(کمپوزیسیون- Composition)

ترکیب یا ترکیب بندی، مهمترین فرآیند در شکل گیری اثر تصویری، نمایشی، معماری و یا ارتباط بصری است. واژه ی ترکیب در لغت به معنای مرکب کردن و یا از چند جزء، کل جدیدی را به وجود آوردن است که چیزی متفاوت از اجزای تشکیل دهنده ی نخستین آن باشد. به طور مثال در زبان فارسی ما بیش از 32 حرف نداریم ولی از نحوه ی انتخاب و یا ترکیب این حروف است که واژه های متفاوتی به وجود می آید و از نحوه ی کنار هم قرار گرفتن این واژه ها است که ترکیب جدیدی ایجاد می گردد که گاه حالت شعر، زمانی نثر و هنگامی طنز و یا لغز در می آید. و یا در موسیقی بیش از 7 نت وجود ندارد، ولی با تغییر و کوتاه و بلند شدن فواصل است که نوایی جدید ایجاد می گرد و تنوعات بی شمار آهنگ ها و نوا ها را در فرهنگهای گوناگون به وجود می آورد.

«ترکیب عاملی است که با سامان بخشیدن موثر به چگونگی چیدمان و روابط عناصر نمایش در فضای صحنه و براساس ذهنیت کارگردان و نیز روابط تجسمی، سبب می شود تا تماشاگران بتوانند به طرز موثرتری با نمایش ارتباط برقرار کنند»

 

وجود سه عامل در به وجود آوردن یک ترکیب تصویری موفق الزامی است:

1- وجود تعادل بصری

2- وجود تناسب و هماهنگی میان عناصر مختلف یک ترکیب

3- وجود رابطه ی هماهنگ اجزاء با کل و موضوع اثر نمایشی

«اصول هدف از ترکیب در هنرهای نمایشی ایجاد نوعی توازن و عادل میان اجزای تشکیل دهنده ی آن است»

ترکیب بندی، ترتیب قرار دادن اشخاص بازی بر روی صحنه، به منظور کشف رویداد دراماتیک و ترسیم آن به ساده ترین شکل ممکن از طریق تاکید یا تقابل است. در تعریفی دقیق تر، ترکیب بندی حرکت را شامل نمی شود، بلکه حالت ایستا دارد. گویی ترکیب بندی نوع قرار گرفتن اشخاص بازی بر روی صحنه، در لحظه ای خاص است که به کمک دوربین عکاسی آن را ثبت کرده باشیم. ولی می دانیم که بازیگران معمولاً به طور مداوم در حرکتند و ترتیب قرار گرفتن آنان در صحنه، دائماً در حال تغییر است. به مین دلیل جدا کردن ترکیب و از این دیدگاه می توان گفت که سراسر نمایش از تعداد زیادی تصاویر ساکن تشکیل شده که به کمک حرکت هر تصویر به طور مداوم به تصویر دیگری تبدیل می شود.

 

برای توضیح بیشتر در مورد ترکیب بندی یا کمپوزیسیون اجازه دهید که قبلاً معنی چند اصطلاح متداول را که مکرراً مورد استفاده ی کارگردان و بازیگران قرار می گیرند، مشخص کنیم .

یکی اینکه راست و چپ صحنه، راست و چپ بازیگر در وضعیتی است که روبه تماشاگر ایستاده است. در مورد نیمه ی راست یا نیمه ی چپ صحنه نیز همنیطور است. دیگر اینکه منظور از بالای صحنه قرار داشتن در جلوی صحنه(نزدیکتر به تماشاگر) است. بر حسب تعریف در شرایط بی تفاوت، یعنی شرایطی که هیچ عاملی جز محل قرار گرفتن بازیگر مورد نظر نباشد، نقاط بالای صحنه نقاط ضعیفتر و نقاط پایین صحنه نقاط قوی تر است. زیرا وقتی بازیگر در عمق صحنه قرار دارد کوچکتر دیده می شود به همین ترتیب قوی ترین نقاط، نقطه های مرکزی صحنه به طرف پایین خواهند بود.

بالای چپ

بالای راست

پایین چپ

پایین راست

 

 

انواع ترکیب

در تمامی هنرها از جمله هنرهای نمایشی دو نوع ترکیب کلی داریم که عبارت است از:

 1- ترکیب قرینه

2- ترکیب غیر قرینه

ترکیب در موارد جزئی تر به شیوه ها و شکلهای بی شمار و متنوعی آشکار می گردد که اگر بخواهیم به حداقل آن بپردازیم، حجم آن از حوصله ی این کتاب خارج می گردد.

همین قدر کافی است که بدانیم در ترکیب قرینه کارگردان می تواند برای القای محیط و ذهنی آرام، متعادل، موزون و ایستا کمک بگیرد. اما در بیشتر مواقع کارگردان برای ایجاد و القای فضای مضطرب، نامتعادل و پویا از ترکیب قرینه کمتر استفاده می نماید.

 

8- طراح صحنه و صحنه پردازی

طراح صحنه کیست؟

طراح صحنه کسی است که شرایط(شرایط عینی) را برای القای یک اثر نمایشی انجام می دهد تا یک درام بهتر اتفاق بیافتد و تاثیر بیشتری بر روی بیننده بگذارد. این تاثیر به وسیله ی طراحی دکور، طراح لباس، رنگ دکور، رنگ لباس، نور و شامل کلیه ی امکاناتی است که برای میزان سن در اختیار کارگردان گذاشته می شود. طراح صحنه نه فقط زیباسازی فضای نمایش را ایجاد می کند، بلکه کار اصلی اش تاویل و تحلیل فضای نمایشنامه است. او با ایجاد فضای مکانی برای یک درام به نوعی به معنای نمایش کمک رسانی می کند.

نکته ی حائز اهمیت این است که دغدغه ی تئاتر امروز در بحث طراحی صحنه، ساختن ساختمان تئاتر نیست، بلکه خلق فضا است و صحنه برآیندی از نیروهای متقابلی که در حرکت، زمان، فضا و نور مستقر هستند. بنابراین یک طراح صحنه موفق کسی است که به کارکرد عوامل فوق توجه دارد و می داند که تماشاگر فقط «ناظر» اتفاقات روی صحنه نیست، جریان می یابد اگر عملکرد حاکم بر صحنه جذابیت کافی را داشته باشد به مرور حضور در کل سالن احساس می شود. در این حالت دیگر تماشاگر از پشت آکواریوم به فضای صحنه نگاه نمی کند، بلکه خودش در میان آن فضا قرار می گیرد. به این حالت می گوییم «سرایت انرژی» از مرکز به اطراف که تفکیک ظاهری دو فضا(صحنه و جایگاه تماشاگران)، را از بین می برد. با چنین صحنه ای است که ما دوباره به اتحاد یکپارچه ی مجری و مخاطب که در آیین ها وجود داشت باز می گردیم. اگر چه در ظاهر همه سر جای شان نشسته اند ولی تسری فضا را بر روح و روان شان می توان حس کرد.

 

 





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت گروه تئاتر همرهان شهرستان محمود آبادخوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای گروه تئاتر همرهان شهرستان محمود آباد محفوظ است