تبلیغات
گروه تئاتر همرهان شهرستان محمود آباد - اصول و مبانی بازیگری
گروه تئاتر همرهان شهرستان محمود آباد
دانش خود را هیچگاه اهتکار نکنید / دکتر قریب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



بنام خالق زیبایی ها و یگانه کارگردان عالم


ئئاتر در روزگار ما معضلی است و نه فقط برای ما، که در سراسر عالم؛ مگر برای آنان که تئاتر شان ریشه در سنت و یا اساطیر داشته است. بعضی ها معتقدندکه تئاتر دیگر مرده است؛ من از آنان نیستم، اما از سر انصاف باید بگویم که چندان هم زنده نیست.

«سید اهل قلم شهید مرتضی آوینی»

در این وبلاگ به فعالیت های هنری ،خبری ، نقد و بررسی نمایشی انجام شده پرداخته می شود
شماره مجوز: 33467 /89
شروع فعالیت: 1380
سرپرست: احترام حسین پور
کارگردان: احترام حسین پور ، حمیدرضا گل محمدی تواندشتی احترام حسین پور ، حمیدرضا گل محمدی تواندشتی
نویسنده: محمدرضا احمدی آسور ، حمیدرضا گل محمدی تواندشتی
طراح صحنه، صدا و موسیقی: حمیدرضا گل محمدی تواندشتی احترام حسین پور، سعید گل محمدی تواندشتی حسین آرمیده
بازیگران ثابت: طاهره محمدی، حمیدرضا یوسفی، مجید رمضان نسب حسن علیزاده، روح الله حسن زاده، مجید یونسی، مهدی رمضان نسب یلدا خادمی، زینب حسین پور
بازیگران میهمان: امیر رفیعی، عابد عبدی، حسن رامی، حسین حیدری رضا رمضان نسب، سید پیمان نبی زاده، سید مرتضی هاشمی جلال وردان، جعفر زالی، فاطمه گل محمدی تواندشتی
سایر همکاران: میترا حیدری، معظمه منصوری، بهاره ابراهیم زاده میترا ابراهیم زاده ، علیرضا گل محمدی احترام حسین پور، مهدی رمضان نسب، حسین آرمیده، مجید یونسی حمیدرضا یونسی، سپیده گل محمدی تواندشتی

مدیر وبلاگ : حمیدرضا گل محمدی تواندشتی
نظرسنجی
نظرتان در باره وبلاگ






 

مقدمه

نفس هنر خلاقیت است و هنرمند ویژگی غریزی ممتازی دارد كه او را در این آفرینش هنری یاری می*رساند. این غریزه قویتر از انست كه ما می*شناسیم یا می*توانیم تشریح كنیم. تمامی وجود او – فكر او، روح او و آن جوهر تعیین كننده*ای كه نامش استعداد است بایستی وقف هدفش شود.
آنچه در این مجموعه سعی بر تهیه و تدوین آن شده است.نكات زیر بنایی است كه هر هنرجوی این رشته باید با آنها آشنا باشد، آنها را بیاموزد و با آنها زندگی كرده و رشد کند. تا پس از طی دوران طاقت فرسای آزمون و خطا زمینه را برای صعود به مراحل بعدی آماده کند.
در ده بخش زیر نكات اساسی و مهم جهت پی ریزی یك بنای مستحكم طراحی گردیده كه آمیزه*ای از آموزش*های استادان معتبر این رشته و تجربیاتی است كه طی یك دهه تحصیل و فعالیت در عرصه*های دانشجوئی و تجربی و حرفه*ای نگارنده و تدوین كننده این تحقیق بعمل آورده است.
سخنی درباره بازیگری:
امروزه غالباً بازیگر بدون هیچ معیاری به این حرفه قدم می*گذارد. در دوره*های گذشته، نوآموز بازیگری تحت تأثیر بازیگران بزرگ بود. در آن زمان، نوآموز این حرفه با یك نیزه قدم به صحنه می*گذاشت و به این ترتیب مهارت*های لازم را به تدریج از بزرگان این حرفه می*آموخت. در سالهای نزدیكتر، مدرسه بازیگری غالباً بخشی از یك تئاتر بود و سرانجام نوآموزان به طور كامل درخدمت آن تئاتر درمی*آمدند. به این معنا كه در آغاز بازیگر می*شدند، سپس كارگردان و نیز استاد بازیگری. تئاتر هنری مسكو نمونه*ای ازاین روش كار است. اما در این لحظه از تاریخ معاصر، برای بازیگر و چه بسا معلم بازیگری معیار شخص وجود ندارد. از دهة ۱۹۳۰ به بعد، كلیة ضوابط اجتماعی بازیگران، ازنوع لباس پوشیدن آنان گرفته تا نحوة رفتار و كردارشان، دست خوش تغییر شده است. این واقعیت*ها در هر بازیگر فردیت خاصی بوجود آورده است كه قدرت قضاوت را درمورد او از استاد وی سلب می*كند و استاد می*داند كه هر بازیگر بدون در دست داشتن نظامی از ارزش*ها در این راه قدم می*گذارد، هر چند ممكن است استعداد شگرفی در او نهفته باشد. كسی كه در این راه قدم گذاشته است، باید بپذیرد كه راه رفتن برلبة تیغ را برگزیده است؛ و در راه پرمخاطره*ای قدم برمی*دارد. چرا كه اول باید به درستی بداند كه چه باید بكند، سپس دست به عمل بزند. زیرا هرگز بازیگربین یك نهار و شام موجودیت پیدا نمی*كند.
بولس لاوسكی می*گوید: « … بازیگر باید این حقیقت را بپذیرد كه حرفه* او یك عمر كار مداوم می*طلبد و به خوبی بداند كه دارای حرفه ایست كه برایش یك عمر كار مداوم می*آورد.»

 استعداد و قریحه:
درمورد استعداد و قریحه تاكنون مباحث زیادی صورت گرفته و همینطور نتایج گوناگون. عده*ای معتقدند كه لازمة بروز خلاقیت داشتن استعداداست، كه اگر چاشنی علاقه و پشتكار به آن اضافه شود، منجر به این ویژگی ممتاز در فرد می*شود. گروهی دیگر تمایلات و علائق انسانی را دلیلی بروجود استعداد و بروز خلافیت برمی*شمارند. و بالاخره به آنانی می*رسیم كه موهبت خلقت را در همه یكسان می*دانند و بروز خلاقیت را منوط به شرایط محیطی فرد می*دانند.
بنظر می*رسید كه گاهاً بهترین و مطمئن*ترین كسی که می*تواند در این، باره به قضاوت بنشیند، خود فرد است، چرا كه ( به شرط صادق بودن با خویش ) او بهتر از علائق، سلیقه*ها و تمایلاتش آگاه است.
۲. اخلاق و نظم:
استانیسلاوسكی می*گوید: « این حقیقت، كه تئاتر غالباً مقام خود را به عنوان یك معبد هنر از دست میدهد. عمدتاً به واسطه خود هنرپیشگان است. زیرا این هنر پیشگان*اند كه در اكثر موارد مسئول باب شدن هرگونه پلشتی، چون هرزه درایی، توطئه، بدگوئی، رشك و جاه طلبیهای خودخواهانه در تئاتراند. »
« در لاك خود فرو رفتن و فكر كردن كه: ( چه مروارید گرانبهایی درخود دارم ) سرنوشت محتوم تقریباً تمام شكست خوردگان است. این سرنوشت محتوم كسانی است كه با هر حرف كارگردان زود می*رنجند. كسانی كه همیشه گمان می*كنند دركشان نكرده، یا قدرشان ناشناخته مانده، یادرحقشان ظلم شده است. حال آنكه مشكل*شان فقط این است كه چون مجذوب خودند و خود را آدم*های بزرگی می*دانند، درواقع آدم*های مفلوكی*اند كه خودبینی بی مقدار تمام روحشان را خورده است. و آنچه گمان می*برند در وجودشان هست و ارزش عظیمی دارد، چیزی جز وهم توخالی نیست، وهمی كه سرانجام یاس و تلخی ببار می*آورد.»
و درادامه می*افزاید كه: « باید خودتان محیط تئاتر را از هر آلودگی و فساد مصون بدارید و در حفظ و سلامتی آن بكوشید.
…. در مساعد بودن محیط و فضای هنری یك یك افرادی كه در آن قدم می*گذارند مسئول*اند. زیرا هر نوع آلودگی اعم از ریز و درشت كه باعث كثیف شدن فضای پاك تئاتر می*شوند توجه شما را از هنر اصیل و واقعی منحرف می*كند. و با خود پاكی و نظافت و بوی خوش به تئاتر بیاورید، و از اعمال و گفتار نفرت انگیز مانند مسائل معیشتی بیرون ، غیبت كردن، سخن چینی، توطئه، اتهام بستن، حسادت ورزیدن و خود خواهی*هاو … به پرهیزید. ، … چنین كارهایی سبب بی احترامی به دیگران و خودخواهی و بی مبالاتی نسبت به سایرین است. اینها عادات بدی است كه باید دور ریخته شود… زیرا به درد كارهای جمعی و اجتماعی نمی*خورد جز ضرر رساندن مشكلی را حل نمی*كند. دركارهای جمعی و دراجتماعات باید همیشه لبخند داشت…. برای رسیدن به این مقصود بیشتر درمورد دیگران فكركنید و كمتر در مورد خودتان فكر كنید…..
چه كسی آزادتر است، آنكه همیشه با اثرات و گرفتاریهای شخصی به دور خود حصار می*كشد، یا آنكه خود را فراموش كرده و به فكر آزادی دیگران است؟ …. . بنابراین همیشه این شعار را آویزه گوشمان كنیم كه: « هنر را در خود دوست بدار، - نه خود را درهنر. … تادر نتیجه بجای معبد هنر آشغالدانی بوجود نیاید.»
« نظم و اخلاق صحنه*ای نبض نمایش است كافی است لحظه*ای از كار بیافتد، آن وقت مرگ نمایش حداقل برای همان شب قطعی است.»
« نظم و مقررات به اعتبار و حیثیت تئاتر می*افزاید، و بی نظمی سقوط آن را تهدید می*كند. برای رهایی از این پرتگاه و نجات تنها یك راه وجود دارد: مقررات آهنین. این است راه نجات تئاتر از پرتگاه سقوط. كلیه گروههای هنری به این مقررات نیازمنداند. [۱]»
۳- بدن:بطور قطع اهمیت بدن در کار بازیگری بر هیچیک از دست اندر کاران هنر تئاتر پوشیده نیست. تقریباً در تمام مکاتب بازیگری، آموزش بازیگر با کار روی بدن او، آغاز می*شود. تاپس از رها کردن آن در هر زمان که لازم باشد برای رسیدن به اهدافش مورد استفاده قرار دهد. بدنی که موانع فرهنگی، عاطقی و خشک اندیشی دارد در دریافت محرک*ها نمی*تواند به راحتی حالت*های لازم را به خود اختصاص دهد. آموزش بدن بطور کلی یعنی تربیت کردن آن به گونه*ای که از سر تا پا وشامل تمام عضلات و حتی رگها و پی*هاست.
متأسفانه به دلایل گوناگونی در آموزشگاهها و یا دانشگاههای ما این مهم بدون در نظر گرفتن بنیان*های اصولی و نظری و نیز تمرین*های مفید، در سطحی ترین شکل ممکن آن، به هنرجویان آموخته می*شود(! ) آیا تا به حال واحدهای از قبیل: شمشبیر بازی، ژیمناستیک باله*دار، رقص سنتی و مدرن و اسب سواری گذرانده*اید؟! و یا جواب*های از این دست روبرو شده*اید که: ( بعدها در موقعیت*هائیکه برایتان پیش می*آید با آنها آشنا خواهید شد.! ) جوابی شکسته بسته برای یک آموزش شکسته بسته.
در اینجا باید به صراحت یاد آور شویم که اگر می*خواهید بنیان*های تکنیکی و خصوصاً بدنی خود را به شیوه*ای اصولی پایه گذاری کنید یا باید حداقل آشنایی ممکن را با مواردی را که در بالا نام آنها آمد پیدا کنید و طی حداقل یک سال هر روز دو ساعت به این گونه تمرینات بپردازید. آنوقت شاهد آن خواهید بود که هر بیننده از دیدن بدن شما به وجد خواهد آمد. پس بهمراه تمرین*های متداول و موجود از آنها غافل نشوید.
تمرین :
۱) رهایی عضلات : پیش از آغاز هر عمل خلاقه چاره ای نیست ، مگر آنکه عضلات بدن را راحت و آسوده رها کنید
۲) با ضرباهنگ شخصی راه بروید و دست ها و پاهایتان را بچرخانید .
۳) روی نوک پا بروید . در این حرکت بدن باید در حس جاری بودن ، پرواز و بی وزنی غوطه ور شود . نیروی لازم برای دویدن را ازشنه هایتان بگیرید .
۴) دست ها را روی کپل ها بگذلرید و با زانوهای خمیده راه بروید .
۵) زانوها راکمی خم کنید ، با دستها انگشتان شست دوپا را بگیرید و راه بروید .
۶) با پاهای خشک و کشیده راه بروید ، انگار دست هایتان با نخی نا مرئی پاهایتان را به حرکت در می آورد . بازوها کشیده به سمت جلو .
۷) زانوها را کمی خم کنید ( وضعیت پلیه ) دست ها را پشت پاها بگذارید و با پرش های کوتاه روبه جلو حرکت کنید و هنگام فرود باز زانوها را به حالت خمیده اول در آورید .
۸) عضلات صورت رابه شدت منقبض کنید و سپس منبسط کنید . این کار را با سایر اعضا بدنتان انجام دهید .۱) بازیگر و بدنش ، نوشته : لیتزپسیک ، ترجمه : ناصر آقایی۹) دراز بکشید زانو ها را ابتدا به طرف شکم ، سپس به طرف سینه ، و بعد به طرف سر و در آخرین مرحله به پشت سر بکشید و به همین ترتیب حرکت را به طور معکوس انجام دهید . تا به حالت درازکش اولیه قرار بگیرید . این حرکت را چند بار تکرار کنید .
۱۰) دراز بکشید ، تا جائیکه پشتتان با زمین به طور کامل تماس پیدا کند . مراقب باتشید هیچ یک از نقاط بدن دچار گرفتگی نشود . تمام عضلات پشت را با زمین تماس دهید و در همین حال نفس بکشید .
تمرین های سر به زمین :
این تمرین ها بیشتر وضعیت اند تا اکروبات بازی و بنا به قوانین “ هماتایوگا ” (hatha rago) باید بسیار آرام ( و در ابتدا با کمک مربی یا فرد آگاهی ) انجام شوند .
۱) ایستادن روی سر : سر و کف دو دست را بر زمین بگذارید و پاها را بالا ببرید .
۲) ایستادن روی شانه : گونه ، ساعد یک دست و کف دست دیگر را به زمین بگذارید و پاها را بالا ببرید .
۳) دو دست را در هم قلاب کنید ، پشت سر را در گودی دست ها بگذارید . ساعد ها و آرنج ها را به زمین بچسبانید و پاها را بالا ببرید .
پرواز :
۱) چمباته بزنید . کزکنید . سپس مثل پرنده ای که می خواهد پرواز کند ، جست وخیز کنید و تاب بخورید . ازدستها به عنوان دو بال برای حرکت استفاده کنید .
۲) همین طور که جست و خیز کنید و دست ها را مثل دوبال برای کندن از زمین بهم میزنید ، بلند شوید و بایستید .
۳) با حرکت های پیاپی به جلو پرواز کنید ، چیزی مثل شنا کردن ، هنگام انجام این تمرین ها حرکت های شنا گونه ، تنها نقطه تماس با زمین ، نوک یکی از پاهاست . با جهش های سریع روی پنجه یکی از پاها به جلو حرکت کنید . می توانید از روش دیگری هم استفاده کنید . با یاد آوری حس پرواز در رویا ، این شکل از پروازرا به شکلی خود انگیز باز آفرینی کنید .
۴) مثل یک پرنده فرود آیید .
توجه : این تمرین ها را با تمرین های دیگر مثل سقوط ، پشتک ، پرش و …. ترکیب کنید . این تمرین ها باید به تحقق پروازی طولانی که با بلند شدن پرنده از زمین آغاز و با فرود او پایان می یابد منتهی شود .
پرش و معلق :
۱) با استفاده از دست ها به عنوان تکیه گاه ، روبه جلو معلق بزنید .
الف) روبه جلو معلق بزنید و برای بلند شدن از دست ها کمک بگیرید .۱) به سوی تئاتر بی چیز ، نوشته : رژیگروتفسکی . ترجمه : کیاسا ناظران ب) بدون استفاده از دست ها رو به جلو معلق بزنید .
پ) رو به جلو معلق بزنید و حرکت را با ایستادن روی یک پا تمام کنید .
ت)دست ها را پشت تان بگذارید و رو به جلو معلق بزنید .۲) رو به عقب معلق بزنید .
۳) پرش ” ببر” ( شیرجه زدن روبه جلو ) : با دورخیز یا بدون دورخیز با دست های کشیده از روی یک مانع معلق بزنید و روی یک شانه فرود آیید و در پایان حرکت سرپا بایستید .
الف) پرش ” ببر” از ارتفاع
ب) پرش ” ببر” در طول
۴) پرش ببر و معلق زدن رو به عقب بلافاصله بعد از پرش
۵) مثل یک عروسک خیمه شب بازی فنری ، با حالتی عصا قورت داده معلق بزنید .
۶) همراه با بازیگری دیگر پرش ” ببر” را انجام دهید و روی هوا در دو ارتفاع متفاوت مسیر پرش یکدیگر را قطع کنید .
۷) با استفاده از چوب دستی یا سلاحی دیگر ، پرش ” ببر ” را با معلق در حالت نبرد ترکیب کنید . در همه این تمرین ها ، سوای مساله پژوهش و مطالعه در ارگانیسم ، عنصر ضرباهنگ و رقص نیز حضور دارد .
توجه : این تمرین ها ، به ویژه هنگام تغییرشکل نبرد ، با همراهی یک طبل بزرگ یا یک طبل کوچک و یا سازی دیگر انجام می شود .
به این ترتیب که کسی ضرباهنگ را در دست دارد و کسی که تمرین را انجام می دهد ، دست به بداهه سازی می زنند و یکدیگر را تحریک می کنند . در مراحل مختلف ” ببر” واکنش های جسمانی با فریاد های خودانگیخته و گنگ همراه است . بازیگر با توجه به ترکیب مراحل آغازین و پایانی موسیقی ، همه این تمرین های نیمه – اکروباتیک را با انگیزه های شخصی برای خود توجیه کند .”
در پایان ذکر چند نکته حائز اهمیت که همواره باید در طول تمرینات به آنها توجه داشت :
الف) هرگز تمرین ها را با بی میلی و کسالت انجام ندهید و با آرامش و رضایت که منجر به شادی و شعف شود به آنها بپردازید .
ب) همواره به تمریناتی که انجام می دهید فکر کنید و آنها را تجزیه و تحلیل و حس نمایید تا به صحت آنها واقف شوید .
پ) از هرگونه شوخی بی مورد به هنگام انجام تمرینات جدا بپرهیزید .
ث) حتی موقعی که تمرین های برای گرم کردن بدنتان می کنید به جزجز حرکات به صورتی تصویری نگاه کنید چه واقعی چه خیالی ودر صورت لزوم عنصر صدا را نیز به آنها اضافه کنید . و اجازه ندهید بدنتان در برابر ذهنتان مقاومت نشان دهد .
۵) بیان : عنصر بیان وسیله دیگریست که بازیگر با کمک گرفتن ازآن با دیگران ارتباط برقرار می کند .و ازاین طریق به بیان اندیشه ها و احساس های مشخص و دقیق خود دست می زند . بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که هرچه صدای بازیگر حساس تر و کارآمدتر باشد ، منظور آنرا به نحوی دقیق تر آشکار خواهد کرد . صدای انسان پدیده پیچیده ایست که چهار عامل زیر در شکل گیری آن دخالت دارند :
الف) محیط : خصوصا محیط خانواده که در آن ناخودآگاه سخن گفتن را می آموزیم ، وبا تن ونوسان ها و مصوتها و صامت های آن آنگونه که در محیط پرورشمان بوده است آشنا می شویم و آنرا تقلید می کنیم .
ب) : گوش : در اینجا مقصود از گوش ، دریافت و تشخیص صوت است . اگر گوش خوبی داشته باشید می توانید اصوات و نت های گوناگون و بیشتری را در یک صدا بشنوید و تنوعات آنرا بهتر تشخیص دهید و درنتیجه دریابید که چگونه از صدای خود بهتر استفاده کنید .
پ) چالاکی فیزیکی : هرچه آزادی عضلات گفتاری شما بیشتر باشد چالاکی شما نیز در هنگام سخن گفتن بیشتر خواهد بود .
ت) شخصیت : نقش عوامل ارثی شخصیت مثل شکل و اندازه تارهای صوتی ، شکل حفره های صوتی و غیره در چگونگی تشکیل صدا موثر خواهد بود . عوامل دیگری چون پایگاه اجتماعی افراد تاثیر بسزایی بر روی تن صدای آنها خواهد داشت . این مدعا را می توان به راحتی در مقایسه تن صدای یک فروشنده دوره گرد با یک کارمند ساده دریافت کرد .
بیشتر مردم از طنین موجود درصدای خودشان آگاهی ندارند . یکی از موهبت هایی که در زمینه بازیگری موجود می باشد شناخت این آواها و طنین است که بازیگر با پرورش اندام های صوتی خود به آن دست می یابد و از آن لذت می برد . هر بازیگری باید بداند که تا چه حد متکی به صدای خویش است ، واز آن چه انتظاراتی دارد . ممکن است در جواب بگوئید : خوب باید صدای ما بلند باشد تا کل سالن را بپوشاند . در مرحله اول جواب درستی است . اما بیسار شنیده شده است که بازیگری با صدای بلند صحبت می کرده اما چیزی از کلماتش فهمیده نشده . پس بلند بودن صدا به تنهایی کافی نیست ، بلکه باید آنرا به گونه ای پرورش داد که ” رسا ” نیز باشد . و این میسر نیست مگر در غالب یک پروسه طولانی و روزانه از تمرینات بیان .

 

تمرین
۱) تنفس : اولین قدم را باید از تمریناتی تنفسی برداشت به نحوی که مارا از عادات تنفسی شخصی مان مطلع و در صورت لزوم رها کند . غالبا مردم به هنگام تنفس عمل دم و بازدم را از ناحیه فوقانی سینه انجام می دهند .
و این درست علیه آنچه که غریزه مان در دوران طفولیت از ما خواسته بود می باشد . باید یاد بگیریم که دوباره به دوران طفولیت برگردیم و مانند کودکان تنفس کنیم . کودکان همواره از ناحیه شکم برای تنفس استفاده می کنند . ولزوم آن برای بازیگر اینست و می تواند حجم بیشتری از هوارا به درون خود هدایت کند و در نتیجه ، آنرا در مواقعی که گفتار های بلند و طولانی دارد . یا مواقعی که جمله ای را بدون مکث باید بیان کند و موارد دیگر به کار بگیرد . پس تمرین تنفس از ناحیه شکم را دائما و در هر حالی انجام دهیم تا برایمان تبدیل به عادت روزمره شود .
۲) از ناحیه فوقانی سینه عمل دم را انجام دهید و سپس آنرا تخلیه کنید . اینکاررا از ناحیه شکم انجام دهید و میزان حجم هوا و زمان دم و باز دم آنها را با هم مقایسه کنید .
۳) پشت دست هارا در انتهای قفسه سینه ، روی عضلات شکم ( در دوطرف ) قرار دهید . در این قسمت امکان حرکت دنده ها بیش از جاهای دیگر قفسه سینه است . عمل دم و بازدم را انجام دهید . هنگام دم قفسه سینه می تواند کاملا منبسط شود .
۴) از راه بینی ، هوا را به درون بکشید . احساس کنید که دنده ها در ناحیه پشت باز می شود . هوارا به آرامی از راه دهان ، و با گلوی باز خارج کنید . همه هوای درون ششها را کاملا بیرون دهید . آن گاه منتظر بمانید تا احساس کنید که عضلات میان دنده ها دیگر بار نیاز به حرکت دارند . به آرامی هوارا ازراه بینی به درون بکشید . به باز شدن دنده ها در پشت و پهلوها توجه کنید . و پرشدن ششها از هوا را احساس کنید ، هوارا بیرون دهید . این عمل را چند بار تکرار کنید و مراقب باشید که در این حالت قسمت فوقانی سینه حرکت نکند . ضمنا نباید چنان عمیق نفس بکشید که قسمت فوقانی سینه دچار سفتی و کشیدگی شود و. همواره پشت ، شانه ها و گردن را راحت و آزاد بگذارید .
۵) پس از چندین بار دم و بازدم پشت سر هم ، هوارا به درون بکشید و با ده شماره هوا را از راه دهان خارج کنید . شماره ها را با صدای بلند تکرار کنید ، این عمل را می توانید با اضافه کردن شماره ها تکرار کنید .
۶) در حالت درازکش قرار بگیرید و تمام هوای موجود در نواحی شکم و بعد سینه را تخلیه کنید به آرامی عمل دم راانجام دهید . بدین ترتیب که اول ناحیه شکم و بعد سینه پراز هوا شود و بعد هوای موجود را در نواحی سینه و شکم به حرکت در بیاورید و آنقدر این کار را تکرار کنید تا احساس کنید به عمل بازدم احتیاج پیدا کرد ه اید ، هوارا به صورت انفجاری بیرون دهید .
۷) بهترین تنفس برای بازیگر استفاده از نواحی شکم و سینه است ، این تمرین را در طی روز مرتب انجام دهید ، که اول ناحیه شکم را پر از هوا کرده و سپس نواحی فوقانی سینه را . این عمل را برای خود به یک عادت تبدیل کنید .
صامت ها و مصوت ها :
شخص صامت ها حالت فشار و انفجاریست که هنگام ادای آنها از مجاری دهان صورت می پذیرد .
شکل و تلفظ صامت ها را می باید بر حسب مخرج آنها به انواع زیر تقسیم بندی کرد :
الف ) لبی : ( ب – پ – ۳ ) که از برخورد لب بالایی با لب پایینی تولید می شود .پرورش بیان و صدای هنرپیشه ، سیسیلی بری ، ترجمه اقتباس : محسن یلفانی ب) لبی و دندانی : مانند ( و – ف) که از تماس دانه های بالایی با لب پایینی تولید می شود
ج) زبانی و دندانی : مانند ( ز- س – ذ – ص – ض – ظ ) که در اثر برخورد زبان با دندان با تفاوت های جزئی در شکل برخورد حاصل می شود .
د) زبانی و کامی : مانند ( د – ل – ر ) که از برخورد زبان پیشکام و میانکام و پسکام تولید می شود .
ه) ملازی و زبانی : مانند ( ک – گ – خ – ق – غ ) که در اثر برخورد زبان کوچک ، با انتهای زبان ، یا با نرم کام حاصل می شود .
و) گلویی : مانند ( ی – ه – همزه – ع ) که با بسته و باز شدن جاکنای ( شکاف میان تار و آواها ) و با عبور از درون تارآواها تولید می شود .
مصوت :
مصوت ، حرفی است که با تولید صوت در حنجره و عبور بلامانع از گذرگاه صوت پدید می آید . و با هیچ یک از اندام های صوتی – لب – زبان – دندان و ملازی برخورد نمی کند . زبان فارسی دارای شش مصوت ساده است ، که سه تای آن مصوت بلند و بقیه مصوت کوتاه اند و طول مصوت های بلند در هنگام ادا نمودن معمولا دو برابر یا کمی بیش از دوبرابر مصوتهای کوتاه است .
مصوتهای بلند : آ ، او ، ئی مصوتهای کوتاه : ـــَـ ـــِـ ــُــ
عضلانی کردن اندام های گفتاری
۱) نفس را به درون بکشید و با صدای آآآآ ….. خارج کنید . دراین حالت گردن و شانه ها و دستها و گلو را راحت و آزاد بگذارید .
۲) نفس را به درون بکشید وبا تکرار مصوت های آ _ اَ _ اِ _ ئی _ اُ _ او چند بار وبا صدای آهسته نفس را خارج کنید . با دست های خود چگونگی حرکت عضلات میان دنده ها و دیافراگم را لمس کنید .
۳) همین مصوتها را با صدای بلند ۱۰ بار تکرار کنید . در این حال عضلات دهان به نحوی مبالغه آمیز ، متناسب با هر یک از مصوتها حرکت کند .
۴) ۵ بار مصوت های فوق را از صدای بالا به صدای پایین و ۵ بار بالعکس از پایین به بالا تکرار کنید .
۵) ۵ بار ، صدارا به طرف پشت سرخود ، یعنی به دیوار عقب محل تمرین بفرستید و ۵ بار به طرف دیوار مقابل خود .
* مهمترین اندام گفتاری ، زبان ، برخورد عضله زبان ، با دندان ها ، با لثه ها ، با پیشکام و میانکام و پسکام و ملازی ودر برخورد با هوا موجب تشکیل و تولید حروفی مثل د _ ل _ ش _ ز _ ن _ خ _ ک _ ج _ ت می شود .
۶) عضله زبان را ۱۰ بار در جهت عقربه ساعت به دور لب ها و از داخل بچرخانید . سپس همین عمل را ۱۰ بار در جهت عکس عقربه ساعت انجام دهید .
۷) برای تقویت نوک عضله زبان ، حرف ( ر) را چندین بار پشت سرهم تکرار کنید . حرف ( ر) با برخورد متوالی نوک زبان ، به پس لثه های بالا تولید می شود ۵ بار بگویید ِر ِر ِر ِر ِر ِر َر شش مصوت فارسی را با حرف ( ر) ۵ بار تکرار کنید : را َر ِر ری ُر رو
· همین عمل را حرف ( ل) انجام دهید : ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل
· ۵ بار بگویید : لا – لَ – ِل – لی – لُ - لو
· هنگام ادای حرف ( ل ) نوک زبان به پیشکام می چسبد ( لثه فوقانی ) تا از خروج هوا از آن نقطه جلوگیری کند و لیکن پائین می آید و در کف دهان ، پشت دندان های پائین قرار می گیرد و صامت ادا می شود .
· ۵ بار بگوئید تِ تِ تِ تِ تِ تِ تِ تِ تِ تَ تَ
· ۵ بار بگویید تا – تَ – تِ – تی – تُ – تو
· زبان در همان حالت ( ت ) نگه دارید ، اما بگویید ( د)
· ۵ بار بگویید دِ دِ دِ دِ دِ دِ دِ دِ دِ دَ
· ۵ با ربگویید دا – دَ - دِ – دی - دُ – دو
· برای گفتن حرف ( ن ) قسمت پیشین زبان کاملا به لثه می چسبد . نرم کام پایین می آید و به صوت اجازه می دهد تا خیشوم خارج شود ،این صامت تا هنگامیکه زبان از لثه جدا نشده ، کامل نمی شود .
· ۵ بار بگویید نِ نِ نِ نِ نِ نِ نِ نِ نِ نَ
· ۵ بار بگویید نا – نَ – نِ – نی – نُ – نو
· همین طور حروفی را که با قسمت پسین زبان ادا می شوند را تکرار کنید مثل ( ک _ گ _ ق )
· ۵ بار بگوئید ک ک ک ک ک ک ک ک ک ک ک
· ۵ بار بگویید کا – کَ – کِ – کی - کُ – کو
· ۵ بار بگویید گا – گَ – گِ – گی – گُ - گو
آرواره ها
چند بار آرواره ها را باز و بسته کنید . این حرکت باید به راحتی صورت گیرد . نباید احساس سختی و دشواری کنید برای نرم شدن آرواره ها ، حرکت جویدن را انجام دهید و در این عمل مبالغه کنید ، این تمرین را می توانید در طول روز انجام دهید .
لب ها
لبها را جم کنید وبه طرف بالا ، پائین ، چپ و راست حرکت دهید .
حرف ( ب) را پشت سرهم تکرار کنید ب ب ب ب ب ب ب …….باباباباباباباباباباب� �� �…………..بوبوبوبوبوبوبوبو� �� �بوبو……………بی بی بی بی بی بی بی ………………
۵ بار بگویید ب ب ب ب ب ب ب
۵ بار با صدای بلند و ۵ بار با صدای پائین ( حرکت صدا از بالا به پائین و از پائین به بالا باشد ) بگوئید .
با – بَ – بِ – بی – بُ - بو
حروف ( ب و پ ) را با فشار از دهان خارج کنید . و به همین شکل حرف ( پ و م ) را تکرار کنید .
پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ
پا – پَ – پِ – پی – پُ – پو
م م م م م م م م م م م م م م م م م م م
ما – مَ – مِ – می – مُ – مو
کلمه ( من ) را چند بار تکرار کنید که به طوریکه طنین حرف ( ن ) را در دهان و سر احساس کنید . سپس کلمات ( من _ تن _ زن _ فن ) را ابتدا تک تک و سپس سر هم ۵ بار تکرار کنید .
صامت ( م ) را چند بار با دهان بسته تکرار کنید ( م م م م م م م م م م م م )
سپس آنرا به طور کامل ادا کنید و صامت تا زمانیکه لبها باز نشوند کامل ادا نمی شود ( م م م م م م م م م م م م م )
- حروف ( “ز” – “و” –”د” ) را هرکدام پنج بار تکرار کنید .
وووووووووووووووو
۵ بار بگویید ( زو – زا – زی – زار – زَ - زِ- زب )
۵ بار بگویید ( زود - زد – زور – دزد – بز )
۵ بار بگویید ( داوود – وادی _ دیو )
تمرین های زیر جهت ادای کامل و نرم مصوتها انجام دهید :
اوت vt اُت ot آت at اِیتeit ایت it

اود اُد آد اِید اید
اون اُن آن اِین این
اوپ اُپ آپ اِیپ ایپ
اوب اُب آب اِیپ ایپ
اوم اُم آم اِیم ایم
اوک اُک آک اِیک ایک
اوق اُق آق اِیق ایق
اوف اُف آف اِیف ایف
اوو اُو آو اِیو ایو
اوس اُس آس اِیس ایس
اوز اُز آز اِیز ایز
اوش اُش آش اِیش ایش
اوژ اُژ آژ اِیژ ایژ
اوخ اُخ آخ اِیخ ایخ
توجه : در طول خواندن اشعار همواره می توانید بر روی بعضی از حروف تاكید بگذلرید و آنها را محكم تر بیان كنید . مثلا : دربیت
درد عشقی كشیده ام كه مپرس زهر هجری كشیده ام كه مپرس
گشته ام در جهان و آخر كار دلبری برگزیده ام كه مپرس
روی حروف ( م – و س ) تاكید بیشتری بگذارید .
- ابیات انتخابی تان رادرحالت های مختلف و با صداهای بالا و پائین ،*زیر و بم و برای تعداد نفرات مختلف بخوانید مثلا برای ۵ ، ۵۰ ، ۱۰۰، ۲۰۰ ، ۳۰۰ و ….
در پایان این مبحث یادآوری چند نكته ضروری است :
الف) تماشاگری كه صدای بازیگر را نشود و نتواند كلمات اورا خوب تشخیص بدهد اعتماد ش به آن سلب می شود .
ب) بیان خوب نه تنها تماشاگر را جذب میكند ، بلكه سبب تفهیم درست نمایش نیز می گردد .
پ) هرگز كلمات خود را نجوید و از هیچ حرفی در هیچ كلمه ای به راحتی نگذرید . برای این كار از مكالمات عادی و روز مره تان كمك بگیرید .
ت) مواظب باشید به خطر نمایش صدا روی صحنه مبتلا نشوید ، چرا كه محصول آن فقط خود نمایی صداست و از معنا تهی میگردد.
ث) همواره به یاد داشته باشید زمانی تماشاگر صحبت های شما را می شنود و می پذیرد كه در درجه اول شما حرف هایتان را به نحوی بشنوید و از معنای آن سردربیاورید .
۵) احساس
- آشنایی با حواس پنجگانه :
حواس پنجگانه كه شامل : چشایی ، بینایی ، شنوایی ، بویایی و لامسه می باشند . باید بزگترین و مهمترین ابزار زیر بنای در بازیگری دانست . كه بازیگرآن را به دو طریق مورد استفاده قرار میدهد :
الف) به طور واقعی
ب) به طور غیر واقعی ( تخیلی )
از این رو لازم است كه در درجه اول آنها را شناسایی كند و پرورششان دهد تا در وحله بعد آنها را به كار ببندد .
ازآنجائیكه نیروی حواس پنجگانه در افراد یكسان نیست و شامل درجات ، قدرت و ضعف در آنها می باشد لازم است كه این قدرت و ضعف ها را شناسایی كنیم مثلا در بعضی از افراد حس شنوایی قوی تر از حس بینایی است و یا ذلئقه بعضی نسبت به بویایی آنان قوی تر است . به همین دلیل باید چنین وضعیتی را در موقع تمرین ها در نظر داشته باشیم .
- حس چشایی :
اولین تمرین با آنچه كه بازیگر هرروز صبح می نوشد – چای ،*شیر ، قهوه و …. آغاز می شود . همانطور كه قبلا گفته شد بازیگر ابتدا با نوشیدنی های واقعی تمرین كرده ، سعی می كند برای خود مشخص كند كه وقتی می گوید ” این عمل واقعی نوشیدن است ”
به كدام عناصر اشاره دارد .او وزن و جنس فنجان یا استكان ، وجود نوشیدنی خاص را در داخل آن ،*درجه حرارت آن و مانند این ها را عینا تجربه می كند . با بلند كردن فنجان و نزدیك كردن به دهان ، وزن آن بر دیگر عضلات دست تاثیر می گذارد ، گرچه این تاثیر اندك باشد . و سر انجام بوی خاص نوشیدنی ،*درجه حرارت و مزه آن را تجربه می كند .
پس از این تجربه واقعی او این مراحل را بدون وجود فنجان و نوشیدنی تمرین می كند . اغلب افراد ،*وقتی برای اولین بار این تمرین را انجام می دهند با اعتراض می گویند كه آنان را در هنگامیكه واقعا می نوشند به این مسائل توجه ندارند و به این ترتیب فقط بلند كردن یك شی و نزدیك كردن آن به دهان تقلید می كنند ، كه البته هدف ما به هیچ وجه چنین نیست . اما در واقع این طور نیست كه ما به چگونگی بلند كردن فنجان و وزن آن و بوی نوشیدنی و …. هرگز توجه نكرده ایم ، بلكه به علت تكرار دایمی این اعمال به آنها عادت كرده ایم … ولی یك تغییر نگهانی در این عادت ، مثلا تغیر درجه حرارت نوشیدنی ، بلافاصله توجه خفته مارا بیدار می كند .
- این تمرین را به صورتی دیگر و با مواد دیگری انجام دهید و هنگام انجام آن به خوبی به جزئیات توجه كنید . مثلا برداشتن یك قاشق غذاخوری در حالت خالی بودن آن و بعد از آنكه پراز غذا شد . یا احساس وزن تكه نانی كه در دست دارید و …..
رمز موفقفیت در این قبیل تمرینات صرف وقت به جهت انجام درست و صحیح آنهاست .
- بینایی :
دومین عنصری كه به آن خواهیم پرداخت ، حس بینایی است . اغلب ما هرروز در اطرافمان ( در خانه ،*خیابان ،*محل كار و ….) با پدیده های متفاوتی روبرو هستیم اما آیا آنها را خوب می بینیم ؟ یا لزومی برای اینكار احساس نمی كنم ؟
ممكن است پاسخ یك فرد عادی عدم لزوم باشد ،* امابرای یك بازیگر اینگونه نیست ،*چراكه او باید دارای چشم های جستجوگر و حساسی باسد و بیشتر از اینكه پدیده های اطرافش نگاه كنند آنها را ببیند . كاری كه سایرین در صورتی انجام می دهند كه پدیده قابل توجهی آنهارا جذب كند . بازیگر اتفاقا باید آن چیزهایی را ببیند و مطالعه كند كه كمتر توجهش را به خود معطوف داشته ، چراكه اغلب ما به واسطه نداشتن شناخت كافی از پدیده های اطرافمان به آنها توجهی نشان نمی دهیم .
- تمرین
۱) قندی را در داخل یك لیوان چای یا آب جوش بیاندازید و مشاهده كنید كه چگونه و با چه سرعت و تحولی مولكولهای آن از یكدیگر جدا خواهند شد و در واقع انقلابی درآنجا صورت می گیرد ، كه تماشایی است .
۲) روزنامه ای را مچاله كنید و سپس آن را در روی یك سطح مثل یك میز رها كنید و در همان حال به نحوه از هم بازشدن توجه كنید به خطوطی كه به روی روزنامه تشكیل شده دقت كنید .
۳) به رگ وپی یك برگ خشك شده توجه كنید و آنرا به دقت ارزیابی كنید .
۴) یك كلم برگ را از وسط دو نیم كرده و درون آنرا مشاهده كنید .
۵) جلوی آیینه بروید و یك بار دیگر به اعضا صورت خود به دقت بنگرید.
۶) هنگام نشستن ،* بر خواستن ، خوابیدن و راه رفتن به تركیب و پوزیشن خود دقت كنید .
۷) در خیابانی كه معمولا مسیر شماست قدم بزنید ، طوریكه برای اولین بار است به آنجا می روید ، و به دنبال نشانی می گردید آن چیزهایی را كه تا كنون به آنها توجه نداشته اید ارزیابی كنید .
۸) یكباردیگر به مردمی كه در كوچه و بازار هستند بنگرید و رفتار و حالات آنها را به ذهن بسپارید .
۹) به حیوانات گوناگون نگاه كنید و رفتارشان را با یكدیگر بسنجید .
در پایان متذكر می شویم كه ده ها و صدها نمونه دیگر را می توانید برای خود مثال بزنید ، آنهارا تجزیه و تحلیل كنید و به ذهن بسپارید ممارست هایی از اینگونه در تقویت دید ما نسبت به جهان پیرامونمان بما این امكان را می دهد كه حس بینایی خود را احساس كرده و در روی صحنه قادر باشیم به خوبی اشیا پیرامون و هم بازی های خودرا ببینیم و نسبت به آنها واكنش های دقیق و سریعی انجام دهیم .
- شنوایی :
یكی از بهترین تكنیك ها برای ایجاد ارتباطی صحیح و منطقی در صحنه ” شنیدن ” است . چراكه طبیعی ترین واكنش هارا در پی خواهد داشت ، بدون آنكه بخواهید فشار بیش از حد یا مصنوعی بر احساس خود وارد كنید ،*وبه زور آنرا تحریك نمایید .
مادر زندگی واقعی مان نیز همین گونه عمل می كنیم و با شنیدن از خود واكنش نشان می دهیم .
- تمرین :
۱) بر روی زمین بخوابید و چشم هایتان را ببندید و به صدا ها یكه در اطراف شماست گوش بدهید . پس از چند دقیقه ( ۵ دقیقه ) چشم هایتان را باز كنید و صداهایی راكه شنیده اید را به یاد بیاورید و روی كاغذ یادداشت كنید . تمرین را دوباره تكرار كنید و نوشته هایتان را با همدیگر قیاس كنید .
۲) در حالیكه مشغول قدم زدن در یك خیابان شلوغ هستید بدون آنكه سعی كنید اطراف خودرا ببینید ، به صداهای اطراف خود گوش فرا دهید .و آنها را مورد بررسی قرار دهید .
۳) هرروز مدتی را به شنیدن برنامه ای رادیویی اختصاص دهید .
۴) به صدای حیوانات مختلف گوش دهید و تفاوت میان آنها را در یابید .
۵) به تمام صداهایی كه در اطرافتان طی روز یا شب پخش است توجه كنید و حساسیت نشان دهید .
- بویایی :
با تمرین هایی چون : بو كردن الف) دود و سوختنی ب)* گل های مختلف پ ) زباله و لجن ت) عطرهای گوناگون ث ) لاشه های مختلف و ……. به كمك حافظه هیجانی و حس خود بروید .
- لامسه :
حس لامسه بی شك یكی از مواردیست كه بازیگر را در اجرای زنده و سرشار از حیاط همراهی كند و لازمه آن تقویت این حس در وجود بازیگر است به نحوی كه بتواند با زیبایی تمام آنرا به تماشاگر منتقل كند .
تمرین :
۱) اشیا گوناگون با جنسیت های مختلف انتخاب كنید ،*و آنرات در دست هایتان لمس كنید و به عناصری چون بافت ، جنسیت ، اندازه ، وزن و … توجه نشان دهید و آنها را به ذهن بسپارید .
۲) زیر دوش آب ، سرد و گرم قرار گیرید و به قطرات آب كه روی بدنتان می ریزد توجه كنید و آنها را حس كنید .
۳) صبح قبل از خوردن صبحانه و یا وقتی كه خیلی تشنه اید ، یك لیوان آب بنوشید و جریان پائین رفتن آنرا در نواحی دهان گلو ، نای و …. دنبال كنید ، سعی كنید با تمام وجود آنرا حس كنید .
در پایان باید متذكر شد این دسته از تمرین ها از دو نظر واجد اهمیت اند ، یكی این كه هریك از حواس پنجگانه بازیگر و عكس العملهای مربوط به آن را تحریك و تقویت می نماید . دیگر اینكه به بازیگر كمك می كنند تا بخش هایی از حواس پنجگانه خودرا كه تا كنون كم كاریابی كار نگه داشته است به كار بیاندازد .
۶) پانتومیم :
تعریف : لال بازی ، این واژه ممكن است صرفا مترادف با میم دانست ، ( ( mime ، اما در معنای اصیل و مدرن، نمایشی است رمزی و مناسب كودكان . ابتدا در قرن ۱۸ در انگلستان رواج یافت و تغییر شكلی از ( (harle quinade یا نمایش لال بازی بود .
همه ما در زندگی روزمره بسیاری از احساسات و افكارمان را بدون استفاده از كلمات و تنها به وسیله حركات و رفتار یا میمیك چهره و حالت چشمان خود به دیگران منتقل می كنیم و متقابلا قادریم احساسات و افكار دیگران را از حركات و رفتارشان درك كنیم . گاهی حركتی یا اشاره ای می تواند دهها كلمه یا جمله را به شیواترین حالت به بیننده منتقل كند . در حالیكه كلام از آن عاجز می ماند ، پانتومیم به بازیگر این امكان را می دهد .
الف) بدنش را بشناسد ، و از امكانات آن به خوبی بهره ببرد .
ب) بازیگر را در فیزیكی كردن احساساتش یاری می كند .
پ) قوه تخیل و تصور اورا تشدید می نماید .
تمرین :
۱) ایست در صحنه : ستون فقرات خودرا مستقیم نگه دارید ، شانه هارا آزاد و بدون خمیدگی به جلو یا عقب ، نگه دارید . گردن راحت ودر راستای ستون فقرات ، چانه صاف ، شكم آزاد ، پاها به اندازه عرض شانه ها باز، بهتر است پای راست را كمی عقب تر از پای چپ نگه دارید ، این حالت به ایجاد تعادل كمك می كند .
۲) راه رفتن : بدن همان حالت خودرا حفظ كند،*در هر گام بدن را به بالا بكشید ، گویی قد می كشید . حركت دست هایتان را با رفتار پاهایتان هماهنگ كنید .
۳) دویدن : حالت طبیعی دویدن را به خاطر بیاورید و كمی در آن غلو كنید بدین صورت كه از ناحیه كمر به بالا را به سمت جلو و پاها روبه عقب باشد و در همان حال كه ایستاده اید با حركت دادن پاها و دست هایتان عمل دویدن را انجام دهید .
۴) نشستن : یك صندلی مقابل خود قرار دهید .روی آن بنشیند به طریقه نشستن و بر خواسته تان دقت كنید و در حافظه بسپارید
و این عمل را بدون صندلی انجام دهید .
۵) باز و بسته كردن در اطاق : شامل گرفتن دستگیره در ، چرخاندن آن ، بازكردن در به طرف جلو ، رفتن به داخل اتاق ، گرفتن مجدد دستگیره در و بستن آن می باشد .
۶) بالا و پائین رفتن از پله ها : به این ترتیب كه مستقیم بایستید ، پای خودرا ستون كنید و پای دیگر را به اندازه فاصله یك پله معمولی بالا ببرید و در همان حال بدن خود را به سمت بالا بكشید و پا را به زمین بگذارید و این كار را با پای دیگر انجام دهید برای پائین آمدن از پله ها این عمل را بر عكس انجام دهید . می توانید از دست خود استفاده كنید و نرده پله هارا بگیرید . در آغاز این كاررا به نرمی انجام دهید و بعد سرعت خود را بیشتر كنید . *
۷) بالا رفتن از نردبان : بایستید دودست خود را به دو طرف نردبان قرار دهید ، یك پای خودرا بلند كنید ( مانند بالا رفتن از پله ها ) و خودرا به سمت بالا بكشید ، برای پائین آمدن عكس آنرا انجام دهید .
۸) اعمال دیگری نظیر : نواختن پیانو ، پوست كندن میوه ، شكستن تخم مرغ ،*خوردن آب ، مسواك زدن و … را با جزئیات تمرین كنید .
۹) با صورت خود انواع و اقسام شكلكهای مختلف را بسازید ، حالت های ترس ، تعجب ، شادی ، گریه ، تهدید ، بیزاری ، پیروزی ، یاس ، امید و ….. تا آنجا كه می توانید این اعمال را مبالغه آمیز نشان دهید ، بیشتر احساس آدمی از طریق چشمهایش و حالت لبها ، نمود می یابند ، همچنین سایر اعضای بدن هماهنگ با چشمان و لبها در جهت بروز هریك از احساس ها ، عمل می كنند .
۱۰) ژست و شكل حیوانات مختلف را تقلید نمایید .
الف) گربه در حال گرفتن موش
ب) گربه در حال بازی با كلاف رنج
پ) خرگوش در حال گریز از صیاد
ت) راه رفتن یك ببر
ث) پرنده در حال پرواز
و ….
۱۱)خود را در یك محل تخیلی قرار دهید مثلا در حال حركت در فضا و خلا حس كنید روی كره ماه حركت می كنید . بی وزنی و حالت های دست و پاها و سایر اعضا را تمرین كنید .
تذكر اینكه تمامی حركات پانتومیم را كه تمرین می كنید ، سعی كنید درشت نمایی كنید و درآن خساست به خرج ندهید .
۷)* تمركز :
استانیلاوسكی درباره تمركز و تعریف آن چنین می گوید: ” نمی توان انتظار داشت كه بتوانید تمركز را در چند كلمه موجز و روشن كه برای همه قابل فهم باشد تعریف كنید . نخست ببینیم این تمركز چه گونه حالتی است ؟ درونی است یا بیرونی ؟ چون می دانیم كاملا امكان پذیر است كه بی حركت بنشینید و به چیزی خیره شوید ، در حالیكه افكارتان آزادانه ازاین شاخه به آن شاخه بپرد از ماه گربه ای بپرد ….. كه فراموش كرده اید غذایش را بدهید . بعد به ژوپیتر ،*سپس دوباره به زمین بازگردید و بعد فكر قرار ملاقات با دوستتان در ذهنتان جرقه بزند ، بعد باز افكارتان بی هدف در حول و حوش نقشی دور بزند كه دوست داشتید بازی كنید . پس نتیجه می گیریم تمركز یك حالت یا یا بهتر بگوئیم یك عمل درونی است.
تمرینی که استانسیلاوسکی بهترین و آسانترین کاربرروی فکر و انظباط می نامد رادر زیر پی میگیریم :
شما پنج انگشت دارید . حال ، راست روی صندلی تان بنشینید و شانه ها و دست ها و پاهای خود راشل کنید تا پائین بیفتد مراقب باشید که عضلات کاملا باز باشد و سر و گردن و پشت ، بدون کوچکترین تلاش عمومی برای راست کردن تنه ، خطی مستقیم تشکیل دهند . احساسی که از این کار به شما دست می دهد چنان است که گوئی آنها را تا حد ممکن کشیدید ، به یکی کردن حرکاتشان با تنفس خود بپردازید . یعنی انگشت هارا آهسته و یکی یکی بهم بچسبانید ، و در عین حال نفس را آهسته بیرون دهید ، پس دوباره در حالیکه نفس می گیرید ، هر انگشت را به طور جداگانه بکشید تا آنکه به حالت کشیده در آیند هنگام اجرای این تمرین هرگز دم توجه یا تنفس خودرا سست نکنید ، بلکه اطمینان حاصل کنید که ریتم دم زدنتان را کاملا با ریتم حرکت انگشت ها هماهنگ باشد . از این گذشته ریتمی که در فکر توجه تان در تلاش خود برای رسیدن به مرحله تمرکز فعالیت می کند ، تزلزل نیابد و تنفس و موج پالاینده ی آن در تمام مدت با ریتم یکسان حرکت انگشت ها یکسی باشد یادتان باشد ، اینک هم به ریتم کوتاه تنفس دست یافته اید ، هم به هماهنگی کامل در آن قسمت از وجودتان ، ….. ( در ا ین مورد دستان) ، یادتان باشد که فقط این دایره خاص مورد توجهتان باشد . بقیه چیزها ، ازجمله تمام بدن ، به جز انگشت ها در حال حاضر برایتان وجود نداشته باشند . وقتی تمام توجه تان به طور استوار در این دایره متمرکز شد و هیچ چیز دیگری نه در درون و نه در اطرافتان مزاحم هماهنگی کارتان نبود ( چراکه دیگر توجهی به هیچ چیز خارج ا ز دایره کارتان ندارید ) کم کم شروع به وسعت دادن دایره توجه خود کنید ، چیزی را عوض نکنید ، دایره را نشکنید . بلکه بدان وسعت ببخشید . کار تازه ای شروع کنید اما در همان ریتم تنفس باقی بمانید و مراقب باشید که آرامش مطلق آن بهم نخورد . کار تازه را بدون کوچکترین تلاشی یا فشار آغاز کنید . دو انگشت را به کف دست فشار دهید و در همان حال سه انگشت دیگر را به هماهنگی کامل دست یابید ، آنگاه با بلند کردن دست دوم خود و کارکردن دودستی ، بازهم دایره خود خود را گسترش دهید ، باز در همان ریتم آهسسته تر یا سریع تر ، اما همواره به یک اندازه یک نواخت و آرام
- همواره توجه داشته باشید بزرگترین رمز موفقیت شما در یک اجرای صحنه ای ” حضور صحنه ای ” شماست که این امکان را می دهد تا خودتان را به جریان اجرا بسپارید .
۲) کنار همدیگر بایستید . یکی از شما مدل بشود و دیگری آیینه . مدل ابتدا با حالات مبالغه آمیز چهره و سپس با تمام بدن ، اشکالی را می سازد و آیینه ، هم زمان ، حرکات او را تقلید می کند و. مدل نبایستی حرکات سریع و ناگهانی داشته باشد و تغییراتی را که در شکل و بدن خود می دهد به آرامی انجام می دهد .۱) سیستم و روش های هنر خلاق ترجمه : اصغر رستگاری
۲) همان منبع پس از مدتی جا عوض کنید .این بار آنکه مدل بوده آئینه و آنکه آئینه بوده مدل بشوداشکال ساخته شده توسط مدل و آئینه باید عاری از هر گونه احساس و محتوایی باشد و حتی در نهایت می تواند به ساختن اشکالی عمدا بد فرم بیانجامد .
۳) خط مستقیمی را فرض کنید و بر روی آن قدم بزنید ، ودر همان حال قطعه ای شعر یا دیالوگی را با خود تکرار کنید ، بدون آنکه از خط خارج شوید و در حالت های آهسته ، تند و دویدن آنرا تکرار کنید .
۴) یک نفر از شما متنی را بخواند و دیگران سعی کنند تا مانع از خواندن او بشوند و او با حفظ تسلط و تحرک خود همچنان متن را بخواند .
۵) در یک اتاق تاریک شمعی روشن کنید و برای مدت طولانی به آن نگاه کنید و بر روی آن متمرکز شوید .
۶) عمل بالا را در شب با نگاه کردن به ماه و با ستارگان پی گیری کنید .
- ریتم :
در موسیقی وقتی از ریتم سخن به میان می آید ، منظور وزن و ضرباهنگ ، و در کلام تندی و کندی سخن است .
وقتی با خشم با کسی معارضه و مشاجره می کنیم ریتم سخن ما تند است . برعکس وقتی با مهربانی و ملاطفت گفتگو می کنیم ریتم کلام ما کند است . البته این قاعده کلی است و موارد استثنایی نیز پیش می آید .
درادبیات : توصیف طبیعت ، وصف چهره و پیکر و خصال و پیسکولوپی قهرمانان ، تشریح و تحلیل مطالب فلسفی و مانند اینها ، دارای ریتم کند است و در کلام جنبشی وجود ندارد . برعکس در توصیف رزم دو پهلوان و یا در توصیف شکار و هزاران موضوع دیگر کلام پراز حرکت و جنبش است . طبع و خوی بشر چنین می پسندد که روش بیان کلام با جنبش تندتر و بیان سخن بدون جنبش کندتر باشد .
” آیا هرگزپای معرکه یک نقال خبره و زبردست ایستاده اید؟ وقتی قطعه ای از شاهنامه را بیان می کند ، آنجا که سخن اش توصیفی است نقال در یک طرف معرکه ایستاده ، آرام و با صدای بم مطلب را بیان می کند اما همینکه پهلوانی می خواهد پا به رکاب بگذارد ، نقال چوب خود را زیر بغل می زند ، دست به دست می کوبد ، صدا را بالا می برد به در حرکت می افتد ، از این سر به آن سر معرکه می رود و با بیانی تند تر و زنده تر از پیش جنگاوری پهلوان خود را نقل می کند و شنونده گان را مسحور سخن خود می کند . اگر جز این باشد ، شنوندگان ملول و کسل می شنوند و اگر خراب نروند پس از مدتی خمیازه کشیدن از دورو بر معرکه پراکنده می گردند ”
بازیگر باید بیاموزد که همه چیز در عالم دارای ریتم است ، و هر پدیده ای ریتم خاص خود را دارد . پس هرگاه بخواهیم نقشی را ایفا کنیم ، باید خود را درگیر مسئله ریتم آن کنیم مثلا : ریتم حرکتی و گفتاری و درونی و برونی یک فرد ورزشکار را با یک معتاد در نظر بگیریم و آنوقت به تفاوت های ظاهری و باطنی آنها توجه لازم را مبذول داریم . به حتم شاهد تفاوت های فاحشی در این دو پرسناژ خواهید بود . همین طور ریتم موجود دریک قطعه غزل را با یک قطعه شعر حماسی مقایسه کنید در اکثر موارد ریتم ” درونی ” ماست که منجر به ریتم ” برونی ” مان می گردد . این تعریف را می توان در نمود اولیه و بکر آن به کاربست ، چراکه گاهی اوقات ریتم ظاهری ما ریتم درونی مان را مخفی نگه میدارد . و نمود واقعی آنرا آشکار نمی سازد ، به این موقعیت توجه کنید : شما از شخصی خوشتان نمی آید ، اما به دلایلی ( مثلا : کاری ) مجبورید که با آن ارتباطی داشته باشید ، در این جاست که درون شما با برون شما یکی نخواهد شد و خودرا مخفی نگه میدارد و شما علی رغم روی خوشی که نشان می دهید ، اما در درون تان به گونه ای دیگر عمل می کنید .
تمرین
۱) لیستی از مشاغل را فراهم کنید و انواع ریتم موجود در بین صاحبان این مشاغل را بررسی کنید . ومیزان تنوع آنها را با یکدیگر ( از نظر : حرکت ، بیان ، لحن ، وزن و ….) مقایسه کنید.
۲) به چگونگی ایجاد ریتم حرکتی در اعمال روزانه مان از قبیل : شادی ، خستگی ، غم ، ترس و …. توجه کنید و به ذهن تان بسپارید .
· وظیفه اصلی بازیگر به روی صحنه جذب و جلب تماشاگران به منظور انتقال مفاهیم موجود در نمایش است . واین کار در گرو برخوردار بودن از تکنیک ایجاد ضرب و ریتم در حرکت و بیان است .
پایان این بخش را به آموزه استانیسلاوسکی اختصاص می دهیم :
در اعمال جمعی صحنه ای و گفتگو ، در میان تمام آن سر و صداها و تمپ و ریتم های مختلف و متفاوت مجبورید خط سیر سرعت شخصی خودتان را پیدا کنید ، مجزا نمائید ، گروه بندی و هدایت کنید و همچنین اندازه های صدا و اعمال و هیجان های نقشی را هم که اجرا می کنید مستقلا بیابید و جای آن را نیز در مجموع بدانید که کجاست . عادت کنید تا ریتم خودتان رادرمیان آن سر و صدا های درهم و برهم صحنه تشخیص دهید و بیابید و سرعت اندازه های آن را فراموش نکنید و خوب به خاطر بسپارید ”
۹) تجزیه و تحلیل
تجزیه و تحلیل گامی نخستین و زیر بنایی در مرحله آماده سازی نقش است ، و ادامه راهی است که از طریق آن می توان به اعماق نمایشنامه و شخصیت های آن نفوذ کرد و آنها را به صورتی لایه ای بررسی نمود .
- تجزیه و تحلیل – همچون اکتشاف آثار باستانی به چگونگی کشف اثرنویسنده از طریق قسمت های مجزای نمایشنامه و نقش که در حال جان گرفتن هستند کمک می کند . از این رو از اهمیت ویژه و فوق العاده ای برخوردار است .
به طور کلی تجزیه و تحلیل در” هنر” رسیدن به ” احساس ” است .
- اهداف تجزیه و تحلیل :
۱) مطالعه اثر نویسنده
۲) تجسس مواد ( ماتریال ) روانی و غیره که خود در نمایشنامه نهفته است .
۳) تجسس چنین موادی ( ماتریالی ) در وجود هنر پیشه ( تجزیه و تحلیل خود )
منظور از مواد که در بالا به آن اشاره شد ، خاطرات زنده هنر پیشه از حواس پنجگانه که از طریق کسب دانستنیها و تجربه هایی که در زندگی بدست آورده محفوظ مانده است .
۴) آماده سازی زمینه جهت ایجاداحساس هنری هم به شیوه آگاهانه و هم به شیوه غریزی
۵) تجسس انگیزه های هنری ، که نه تنها شوق و ذوق هنری را شکوفا می کنند ، بلکه موجب ایجاد بخش های جدید و جدیتر زندگی درونی ، که در اولین آشنایی و در اولین قرائت نمایشنامه بلافاصله شکل نگرفته اند ، می شنوند .
در شروع کار بهتر ا ست هنرمند تمام نمایشنامه یا قسمت هایی از آنرا چندین با ربخواند و ضمن خواندن نمایشنامه سعی کند که نقاط مورد نظر و دوست داشتنی را به خاطر بسپارد ، و هر بار چیزهای جالب و جالب تری در آن پیدا کند . ضمن دوباره خوانی ، درباره نقش خود و دیگران و به طور کلی به روی صحنه آوردن آن بیندیشد و در تمام موارد و تمام لحظه های هیجان انگیز حتی المقدور فراموش نکند که باید استقلال هنری خود را حفظ کند ، و از هر گونه زور گویی که باعث پیش داوری می شود بپرهیزد و آزادی هنری خودرا در تمام مواقع حفظ کند .
هرشخص بازی دارای یک هدف کلی و اصلی است که بر اساس آن کنش ها و واکنش های خودرا دربرابر افراد و حوادث و شرایط و موقعیت های گوناگون که در مسیر زندگی اش پیش می آید ، و هدف های فرعی یا مقطعی اورا تشکیل می دهند ، تنظیم می نماید .کار هنرپیشه روی نقش در جریان تجسم ، کنستانتین استانیسلاوسکی ، ترجمه مهین اسکوئیبنابراین ضمن جهت گیری نسبت به هدف هر قطعه ، بازیگر باید هدف کلی و نهایی خویش را نیز آگاهانه تعقیب کند .
درک و فهم ( هدف) ، ( مشکلات ) و ( راه حل ) ، تحلیلی کلی از شخصیت نقش بدست می دهد ، اما توجه به عوامل سازنده شخصیت جهت ارائه هرچه صحیح تر و طبیعی تر نقش در رابطه با جزئیات رفتاری او ضروریست .
- شش پیشنهاد به جهت تحلیل و آشنایی با شخصیت :
۱) میل : بیان آن چیزی است که شخصیت خواهان آنست که می تواند مادی یا معنوی باشد .
۲) اراده : اراده نیروی نسبی شخصیت نسبت به دستیابی امیال شخصی خویش است . که یا آنچنان قوی است که سدی نمی پذیرد . ویا ضعیف است به طوریکه او مجبور به سازش خواهد شد . همانطور که خود مانیز در زندگی روزمره کنشها را با قدرت اراده خود پیش می بریم .
۳) موضع اخلاقی : موضعی است که ارزشهای خاص شخصیت درآن تشکیل می شود و اورا در دست یابی به امیالش تحت الشعاع قرار می دهد . معمولا به شخصیت های شدید ارزشهای نازل اعطا می شود زیرا ، در دیدگاه آنها ، هدف وسیله را توجیه می کند و به شخصیت های خوب ارزشهای عالیه به طوریکه مارا وادار به تحسین می کند .
۴) آداب دانی : آداب دانی بیانگر نمود مادی شخصیت است که شامل : رفتار ظاهریش ، حالات جسمانی و …. که نمودهای ظاهری آنست ، و در واقع سطوح نیروی ظاهری آن را به نمایش می گذارد و هویت اصلی را لزوما آشکار نمی کند .
۵) شدت روحی شخصیت : شدت روحی شخصیت همان حالت جسمی یا بدنی شخصیت – حالت عصبی او – در شروع هر مجموعه از واحد های بهم پیوسته است . مانند : ضربان قلب اش ، تنفس ، حالت عرق ریختنش ، دل آشوب ، مضطرب ، آرام و. … باید آگاهانه بود در نمایشنامه نقطه شروع هر شخصیت از شدت روحی متفاوتی برخوردار است .
۶) صفات خلاصه شده : شامل کلیه مقولاتی است که با ااده از صفت تلخیص می شود.
مثل : درستکار ، بدکار ، ریاکار ، خسیس ، دست و دل باز ، شجاع ، ترسو و …..
در مجموعه می توانیم سه عامل کلی در ایجاد شخصیت را به ترتیب زیر چنین عنوان کنیم :
۱) عوامل فیزیکی ۲) عوامل محیطی ۳) عوامل فرهنگی۱) کارگردان نمایش نامه اثر : فرانس هاچ ، ترجمه : منصور براهیمی ، علی اکبر علیزاد۱۰) ده پیشنهاد در یک اجرای صحنه ا ی :
۱) حداقل یکم ساعت قبل از شروع اجرا در محل اجرا باشید .
۲) همواره دیالوگ های خودرا با حسی تقریبی مشابه اجرا با خود مرور کنید .
۳) از هر عاملی که باعث می شود تا تمرکز شما تضعیف شود دوری کنید .
۴) تا آنجا که ممکن ست پیشنهاد هایکه دیگران قبل از اجرا به شما می دهند ، را بدون تمرین قبلی بپذیرید .
۵) از بلای خود نمایی روی صحنه پرهیز کنید ، چراکه دائما سوسه اش در بازیگر وجوددارد و خود را با دیگران و گروه همراه سازید .
۶) حس رقابت تنها در حالتی زیباست که در خدمت اجرا باشد ، و از آن به عنوان یک عمل خلاقه یاد شود ، نه چیز دیگر .
۷) همواره حضور صحنه ای خود را حفظ کنید و برای رسیدن به آن به خود بگوئید ” تماشاگر الان تورا می نگرد “
۸) هرگونه پدیده غیره منتظره در اجرا نباید شما را منفعل کند ، بلکه تا آنجا که مقدور است آنرا به اجرا و بازی خودتان ضمیمه کنید .(مثل توپوق زدن ، فراموش کردن دیالوگ ، به زمین خوردن و….)
۹) در زمانهایی که خارج از صحنه هستید ، دائما به فکر صحنه بعد خود باشید ، واز گفتگوها ، شوخی ها و … بی مورد دیگر بپرهیزید .
۱۰) بازی رو صحنه مانند بازی یک تیم ورزشی که باید با همکاری سایرین به پیروزی برسد، پس یادبگیرد ، پاس بدهید ، دفاع کنید تا در نهایت گلی بزنید .
فهرست منابع و ماخذ
- کار هنرپیشه روی نقش اثر : کنستانتین استانیسلاوسکی ترجمه : مهین اسکوئی . انتشارات سروش( سه جلدی)
- هنر تئاتر عبدالحسین نوشین انتشارات امیرکبیر
- بازی گری شش درس نخستین اثر : بولسلاوسکی ترجمه : ناصر آقایی . انتشارات نمایش
- بازیگر و بدنش اثر : لیتزپسیک ترجمه : ناصر آقایی مدرسه هنر و اذبیات کودکان ونوجوانان
- به سوی تئاتر بی چیز اثر : یژی گروتفسکی ، ترجمه : کیاسا ناظران نشر قطره
- تکنیک بازیگری اثر : استلا آدلر . ترجمه :احمد دمود
- پرورش صدا و بیان هنرپیشه اثر : سییسیلی بری ترجمه و اقتباس محسن یلفانی
- مبانی بازیگری و کارگردانی اثر : تاجبخش فنائیان انتشارات جهاد دانشگاهی
- فرهنگ اصطلاحات تئاتر اثر : همایون نواحمر نشر نقطه





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت گروه تئاتر همرهان شهرستان محمود آبادخوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای گروه تئاتر همرهان شهرستان محمود آباد محفوظ است