تبلیغات
گروه تئاتر همرهان شهرستان محمود آباد - تئاتر آوانگارد ( پیشتاز ) قسمت سوم
گروه تئاتر همرهان شهرستان محمود آباد
دانش خود را هیچگاه اهتکار نکنید / دکتر قریب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



بنام خالق زیبایی ها و یگانه کارگردان عالم


ئئاتر در روزگار ما معضلی است و نه فقط برای ما، که در سراسر عالم؛ مگر برای آنان که تئاتر شان ریشه در سنت و یا اساطیر داشته است. بعضی ها معتقدندکه تئاتر دیگر مرده است؛ من از آنان نیستم، اما از سر انصاف باید بگویم که چندان هم زنده نیست.

«سید اهل قلم شهید مرتضی آوینی»

در این وبلاگ به فعالیت های هنری ،خبری ، نقد و بررسی نمایشی انجام شده پرداخته می شود
شماره مجوز: 33467 /89
شروع فعالیت: 1380
سرپرست: احترام حسین پور
کارگردان: احترام حسین پور ، حمیدرضا گل محمدی تواندشتی احترام حسین پور ، حمیدرضا گل محمدی تواندشتی
نویسنده: محمدرضا احمدی آسور ، حمیدرضا گل محمدی تواندشتی
طراح صحنه، صدا و موسیقی: حمیدرضا گل محمدی تواندشتی احترام حسین پور، سعید گل محمدی تواندشتی حسین آرمیده
بازیگران ثابت: طاهره محمدی، حمیدرضا یوسفی، مجید رمضان نسب حسن علیزاده، روح الله حسن زاده، مجید یونسی، مهدی رمضان نسب یلدا خادمی، زینب حسین پور
بازیگران میهمان: امیر رفیعی، عابد عبدی، حسن رامی، حسین حیدری رضا رمضان نسب، سید پیمان نبی زاده، سید مرتضی هاشمی جلال وردان، جعفر زالی، فاطمه گل محمدی تواندشتی
سایر همکاران: میترا حیدری، معظمه منصوری، بهاره ابراهیم زاده میترا ابراهیم زاده ، علیرضا گل محمدی احترام حسین پور، مهدی رمضان نسب، حسین آرمیده، مجید یونسی حمیدرضا یونسی، سپیده گل محمدی تواندشتی

مدیر وبلاگ : حمیدرضا گل محمدی تواندشتی
نظرسنجی
نظرتان در باره وبلاگ






تئاتر آوانگارد ( پیشتاز ) قسمت سوم



 خصوصیات تئاتر آوانگارد
1ـ در اكثر قریب به اتفاق نمایشنامه‌ها، وحدتهای چهارگانة تئاتر كلاسیك از جمله وحدت لحن، وحدت زمان و وحدت مكان به طور كامل رعایت نشده است. وحدت موضوع هم در بعضی از نمایشنامه‌های اپیزودیك به طور كامل رعایت نشده است. گاهی زمان وقوع حادثه، به خصوص در نمایشنامه‌های یونسكو، با زمان تئاتری در هم آمیخته است. وحدت لحن از وقتی كه درام به وجود آمد، تغییر یافته است. چون درامها به شعر سروده نشده‌اند و دیگر اینكه زبان فاخر خدایان و درباریان به زبان مردم عادی، كه بستگی به شغل و موقعیت اجتماعی آنها دارد، بَدَل یافته است.
2ـ موضوع نمایشنامه‌ها از درگیریهای عاطفی به درگیریهای اجتماعی ـ سیاسی و یا درگیریهای درونی، اضطرابها و برداشتهای شخصی نویسندگان از وقایع جهان و هستی تبدیل شده است.
3ـ گفتگوها در اغلب این نمایشنامه‌ها، كوتاه و دور از مغلق گویی و زبان ادبی محض است. دیالوگها به تدریج در آثار پیشرو به خصوص در آثار بكت و آرابال، كم است اما شرح صحنه‌ها زیاد می‌شود و در نتیجه كنش، بیش از گفتار است. آنها با همة آشنایی و تسلطی كه بر زبان داشتند، نمی‌توانستند به اندازة یك ادیب فرانسوی الاصل از زبان كلاسیك و ادبی فرانسه استفاده كنند.
4ـ با توجه به عدم رعایت وحدت مكان و در نتیجه وجود صحنه‌های متفاوت، شرح صحنه‌های كوتاه نمایشنامه‌های كلاسیك و تراژدیها، به شرح صحنه‌های طولانی با توضیح جزئیات عناصر صحنه تغییر یافته است.
5ـ با توجه به پیشرفتهای فنی و كشف الكتریسیته، نور و نورپردازی یكی از عناصر مهم صحنة نمایشهای آوانگارد شده است و گاهی شخصیت یافته و حتی به عنوان پرسوناژ به كار رفته است.
6ـ نویسندگان برای اجرای دقیق نمایشنامه‌هایشان و با توجه به معناهایی كه از دكور، رنگ و وسایل صحنه منظور داشته‌اند، در بسیاری از موارد، چندین میزانسن یا روش اجرایی پیشنهاد كرده‌اند تا مانع دستبرد كارگردان در اجرای آثارشان شوند. حتی در مورد لباس و نوع بازی بازیگران، پیشنهاداتی ذكر كرده‌اند. بنابراین نویسندگان آوانگارد بر خلاف نویسندگان كلاسیك با اشراف كامل بر كاربرد دكور، رنگ، نور، ماشینهای صحنه‌ای و مكان وقوع حادثه، شرح صحنه‌های طولانی نوشته‌اند.
7ـ شخصیتهای این نمایشنامه‌ها آدمهای متشخصی نیستند و همانی هستند كه در روی صحنه هستند. اغلب، گذشته‌ای ندارند و یا جریانات زندگی‌شان بر روی صحنه ارتباط چندانی با گذشتة‌شان ندارد و با مسایل روانشناسی كمتر درگیرند و به طور خلاصه آدمهای ساده و طبیعی هستند.
8ـ در نمایشنامه‌های آوانگارد بر خلاف نمایشنامه‌های كلاسیك بیشتر از نماد و سمبل استفاده كرده‌اند و گاهی هم به طور مستقیم و آشكار انتقادات اجتماعی بیان داشته‌اند.
9ـ تئاتر كلاسیك، دارای سه یا پنج پرده و هر پرده شامل سه، پنج و هفت صحنه است. در نمایشنامه‌های پیشرو، این ساختار، رعایت نشده است، اغلب این نمایشنامه‌ها از یك پرده یا چند صحنه و تابلو تشكیل شده‌اند.
10ـ موضوعات این نمایشنامه‌ها از حوادث روز و مشكلات اجتماعات خاص و گاهی در ارتباط با موطن نویسندگان و گاه از رویاها و خوابهایشان گرفته شده است. بدون شناخت زندگی نویسنده و محیط جغرافیایی، اجتماعی و سیاسی او درك نمایشنامه مشكل به نظر می‌آید و از اینجاست كه بعضی از منتقدان كه اتفاقاً خارج از محیط زندگی این نویسندگان زندگی می‌كنند، این نمایشنامه‌ها را مبهم یافته‌اند. ابهام از عدم شناخت منتقد ناشی می‌شود، نه از موضوع نمایشنامه. به همین جهت اغلب منتقدان بعد از مدتی در اظهارنظرهایشان دربارة نمایشهای آوانگارد، تعدیل و یا به طور كلی تجدید نظر كرده‌اند.
با توجه به اهمیتی كه یونسكو در آفرینش و تحول این گونة تئاتری دارا است و به خصوص اینكه او تنها كسی است كه دربارة تئاتر آوانگارد سخن گفته است با نظراتش دربارة این گونة تئاتری آشنا می‌شویم:
از نظر یونسكو، در تئاتر هیچ ممنوعیتی وجود ندارد. به كاراكترها می‌توان جان داد، اما به حضور ناپیدای واهمه‌های درونی آدمی هم می‌توان تحقق بخشید. بنابراین نویسنده نه تنها مجاز است، بلكه به او توصیه می‌شود كه اشیاء روی صحنه را هم به صورت شخصیت در آورد. به اشیاء جان بدهد، صحنه را جاندار كند و به نمادها تجسم عینی بخشد.
یونسكو در كتاب «یادداشتها و علیه یادداشتها» می‌نویسد: «تئاتر هیچ چیز دیگری جز تئاتر نمی‌تواند باشد، گرچه عده‌ای از متخصصان تئاترشناسی معاصر، گاه تئاتر را چیزی غیر از خودش می‌دانند، یعنی ایدئولوژی، تمثیل، سیاست، سخنرانی، مقاله‌نویسی یا ادبیات. این ادعا همانقدر از مقوله پرت است كه كسی مدعی شود موسیقی یعنی باستانشناسی، نقاشی یعنی فیزیك یا ریاضی و تنیس یعنی هر چیز دیگری غیر از تنیس.»
«برای هنرمند آنچه از دیگران به عاریت بگیرد، هیچ حقیقتی ندارد. هنر قلمرو عواطف است.»
«آثار هنری با عظمت و شاعران بزرگ چنانند كه گویی یكدیگر را تأیید و تكمیل می‌كنند. یك تئوری علمی ممكن است نظریة دیگری را باطل كند، ولی حقایق موجود در آثار هنری مكمل یكدیگرند ...»
«برای‌من تئاتر، یعنی نمایشنامه‌هایم در حكم اعتراف است. من كاری جز اعتراف نمی‌كنم (كه البته و به گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر برای ناشنوایان مفهومی ندارد)؛ جز این چه كاری از من ساخته است؟ سعی می‌كنم كه یك درام درونی را روی صحنه بیاورم و به خودم می‌گویم كه چون عالم صغیر در مقیاسی كوچك تجلی عالم كبیر است، پس این دنیای مندرس و از هم گسیختة درون هم به گونه‌ای انعكاس یا نمادی از هم گسیختگی كل هستی است.»
یونسكو در نوشته‌هایش اعلام می‌كند كه اولین بار برای مقابله با تئاتر بولوار (معادل تئاتر لاله‌زاری) دست به نوشتن یك ناتئاتر به نام «خانم آوازخوان كله تاس» زده است و در واقع با این كارش اعلام كرده است كه اگر تئاتر بولوار، تئاتر است، پس كار او حتماً ناتئاتر است. یونسكو برای مسخره‌ كردن آنها این نمایشنامه را نوشته بود.
زبان در آثار یونسكو دیگر مبتنی بر اندیشه‌ها یا استدلالها نیست. بلكه به عنوان محملی برای تصویرها به كار می‌رود و به سادگی تكثیر تصاعدی می‌یابد. این تكثیر تصاعدی در مورد عوامل دكور نیز كه یكی از پرسوناژهای اصلی نمایشنامه‌های یونسكو است، انجام می‌گیرد و این تصویرهای صحنه‌ای هستند كه نقص نارساییهای زبان را برطرف می‌كنند. پرسوناژها نیز برای بیان افكار خود از «میم» استفاده می‌كنند. همه چیز دارای دو جنبه و دو خصوصیت است. همه چیز در جهت به حیرت انداختن تماشاگران به كار می‌رود.
برای مثال می‌توان از مسخها و استحاله‌ها سخن گفت. خواه مسخهایی كه در سطح افراد انجام می‌گیرد (با استحاله از ماسك كه بازگشتی است به اصل و سنت اولیة تئاتر) كه در این صورت بر اصیل و بی‌چون و چرا بودن رفتار انسانی، شك سایه می‌افكند، خواه مسخهایی در مورد اشیاء و یا استحالة عناصر تئاتر مثل نور، سر و صدا و موسیقی.
این مسخها و استحاله‌ها به منظور ایجاد جو و فضای رویا انجام می‌گیرد كه پیچیدگی زمان را باز هم تشدید می‌كند. یونسكو در نمایشنامة «بداهه گویی آلما» كه خود به صحنه گذاشته است، می‌گوید:
«می‌دانید من هرگز نمی‌توانم موضوع نمایشنامه‌ام را تعریف كنم! همه چیز در گفتارها، در بازی و در تصویرهای صحنه‌ای گفته شده، ... خیلی مثل همیشه بصری است ... یك تصویر است، یك گفتار كه طبق معمول در كارهای من نقطة شروع را آغاز می‌كند، مكانیسم خلاقیت، ... بعد من خودم را به پرسوناژهایم می‌سپارم، و هرگز نمی‌دانم دقیقاً به كجا خواهم رفت ... هر نمایشنامه‌ای برای من یك ماجراست، یك شكار است، كشفی از جهان است كه خود را در ذهن من می‌نمایاند، كشفی كه از حضور آن در ذهنم، خودم اولین كسی هستم كه تعجب می‌كنم ...
... خصوصیت اساسی تئاتر نو در تازگی آن است ...
آقایان، شاید تئاتر، به طور ساده، درام باشد. یك كنش، یك كنش در زمان و یك مكان تعیین شده ... نویسندة آفریننده، خودش تنها شاهد با ارزش عصر خودش است، تنها كسی است كه به طور سحرآمیز و آزادانه حقایق عصر خود را بیان می‌كند. ... من به نوبة خودم صادقانه به فقر فقرا اعتقاد دارم و آن را محكوم می‌كنم. فقر واقعی است و می‌تواند مادة اولیة تئاتر باشد. من همچنین به نگرانی‌ها و به ناراحتی‌هایی كه ثروتمندان می‌توانند داشته باشند، اعتقاد دارم. اما نه در بیچارگی فقرا و نه در غم و اندوه اغنیا. آنچه به من مربوط می‌شود، من مایة نمایشنامه‌‌نویسی‌ام را نمی‌یابم. برای من تئاتر، نشان دادن دنیای درونی بر صحنه است. من از رویاهایم، از اضطرابهایم، از امیال پنهانی‌ام، از تضادهای درونی‌ام، مادة اولیة تئاتر را می‌گیرم.»1
از سوی دیگر از آنجا كه تئاتر یونسكو و همعصرانش توسط بعضی از منتقدان، تئاتر پوچی یا آبسورد خوانده شده است، نظر منتقدان دربارة تئاتر پوچی را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
آبزورد یا آبسورد یا پوچی، اصطلاحی است كه همواره به خصوص در ایران به تئاتر نویسندگان مشهوری چون یونسكو، بكت، آرابال، ژنه، آدامف و پینتر نسبت داده می‌شود. اما به راستی آیا آثار این نویسندگان شایستة چنین برچسبی می‌باشد؟
یونسكو اولین اثر نمایشی خود یعنی خانم آواز خوان كله تاس La Cantatrice chauve را در سال 1949 نوشت كه یك سال بعد توسط «نیكلا باتای» (Nicolas Bataille) كارگردان جوان در آن زمان (1950) به اجرا در آمد و هر چند مورد انتقاد منفی بسیاری از منتقدان زمان خود قرار گرفت، اما از حمایت هنرمندانی چون «آندره برتون» (Andre Breton)، «لویی بونوئل (Louis Bunuel) و «آرتور آدامف» (Arthur Adamov)، برخوردار شد.
در اولین اجرای این نمایش، همة تماشاگرها به جز سه نفر، بعد از حدود نیم ساعت نمایش سالن را ترك كردند. یكی از سه نفر، آندره برتون شاعر بزرگ و مشهور بود كه بعد از پایان نمایش هیجان زده بلند شد، كف ‌زد و گفت: «نقاشی سوررئالیست داشتیم. شعر سوررئالیست داشتیم، موسیقی سوررئالیست داشتیم ... و حالا این هم یك تئاتر سوررئالیست.»
مارتین اسلین، منتقد انگلیسی، در سال 1950، بعد از دیدن همین نمایش آن را آبسورد Absurd یا پوچ نامید. شاید به خاطر اینكه یونسكو، دو خانوادة پیر بازنشستة انگلیسی را مسخره كرده بود یا اینكه با نمایشهای متداول آن روزگار بسیار متفاوت بود. ولی به هر حال، سال‌ها بعد همین منتقد طی یك سخنرانی كه در سال 1978 در مركز بین‌المللی سوریزی لاسال در حضور بیش از هشتاد نفر از متخصصان دانشگاهی ایراد كرد، اعلام داشت كه آثار یونسكو نه تنها پوچی نیست بلكه انقلابی است. یونسكو كه در این كنفرانس حضور داشت، به پا خاست و گفت: «انقلابی هم خود شما هستید، من احتیاج به برچسب ندارم.»
یونسكو بر خلاف جریان روز، كه باب شده بود فقط ماركسیست‌ها را روشنفكر بدانند و بقیة افراد تحصیلكرده و اهل دانش را مرتجع بخوانند، حركت می‌كرد. او هرگز وارد این بازی نشد و در مصاحبه‌ها و سخنرانیها و حتی در آثار نمایشی‌اش از كمونیستها انتقاد می‌كرد و این مسأله خوشایند منتقدان چپ و ماركسیست نبود. در نتیجه آنها هم با آقای اسلین همزبان شدند و نمایشنامه‌های او را پوچ یا آبسورد خواندند. یونسكو و دیگر نویسندگانی كه منتقدان در كنار او نام می‌برند، انسانهای بدبین و ناامیدی نبودند، بلكه متفكرینی فرهیخته و متعهد بودند و تعهدشان این بود كه به میلیون‌ها انسانی كه مثل آنها از رفتار وحشیانه‌ای كه در جنگ‌های اول و دوم جهانی اعمال شد، رنج برده و به شدت متأثر و ناراحت شده بودند، امید دهند و موقعیت انسانی آنها را بازسازی كنند و با نمایشنامه‌هایشان به طرح سؤال بپردازند تا وجدان آسیب‌دیدة آنها را بیدار كنند كه دوباره هرگز جنگ، دامنگیر مردم نشود. آنها كوشیدند واقعیات زندگی مردم را جلوی چشمشان به نمایش بگذارند.
بنابراین یونسكو مثل بكت و دیگر نمایشنامه‌نویسان متهم به پوچ نویسی این برچسب را نپذیرفتند. به خصوص در مورد عنوان تئاتر پوچ، یونسكو می‌گفت: «حیرت‌آور»، نه پوچ! به نظر من در عالم وجود، همه چیز منطقی است و پوچ وجود ندارد و خودِ بودن و موجودیت، حیرت آور است.» و نیز می‌گفت: مردم آنچه را پوچ می‌نامند كه جنبه‌های مضحك زبانی را كه از اصل خود خالی شده، لو می‌دهد.»2
مارتین اسلین در كتاب تئاتر و ضد تئاتر سعی كرده است تا اصول نمایش به اصطلاح آبزورد را توضیح دهد و با بررسی تطبیقی نمایش‌های آبزورد با نمایش‌های غیر آبزورد چنین نتیجه گرفته است كه «اگر یك نمایشنامة خوب باید داستان طرح‌ریزی شدة روشنی داشته باشد، نمایشهای آبزورد نه داستانی دارند و نه طرح؛ اگر یك نمایشنامة خوب باید به خاطر شخصیت‌پردازی موشكافانه و انگیزه‌های درست آن در جهت عمل اشخاص قضاوت شود، نمایشهای آبزورد اغلب فاقد شخصیتهای با هویت بوده و تقریباً آدمها شبیه به عروسكهای مكانیكی به تماشاگر عرضه می‌شوند؛ اگر یك نمایش خوب می‌باید طرحی كاملاً دقیق با تمام جزئیات داشته باشد، در نمایشهای آبزورد نمی‌توان دقیقاً مشخص كرد نمایش از كجا آغاز شده و در كجا خاتمه می‌یابد. زیرا این گونه نمایشها غالباً شروع و پایان مشخصی ندارند.
اگر یك نمایشنامة خوب باید آیینه‌ای از طبیعت و محیط اجتماعی باشد و خلق و خوی عصر خود را به بهترین وجه شرح دهد، نمایش‌های آبزورد اغلب انعكاسهایی از رویاها و كابوسهای بشری هستند و بالاخره اگر یك نمایشنامة خوب، بر زبانی شوخ و زنده و تند تكیه دارد، نمایشهای آبزورد اغلب تركیبی از سخنان نامعلوم و بی‌ربط و متناقض هستند ...»3
كافی است بدون پیشداوری، نمایشنامه‌های این نویسندگان را بخوانید تا به صحت و سقم گفته‌های آقای اسلین پی ببرید.
دكتر فرهاد ناظرزادة كرمانی می‌نویسد: «از آنجایی كه نویسندگان این گونه تئاتر با بزرگ‌ترین مسألة دوران خود یعنی استیلای ماده‌گرایی و امحای معنویت روبرو شده و در واكنش با آن به آفرینش هنری دست زده‌اند، بسیاری از منتقدان، اصطلاح عبث (پوچی) را اتهام ناروایی بر این فرآیند هنری می‌انگارند. به زعم آنها نویسندگان این تئاتر با صداقت، شهامت و ابتكار بی‌نظیری، وضع مسلط بر این دوران را در كارهای خود بیان می‌كنند و این وظیفه‌ای است كه نویسندگان راستین و بر حق هر دوره انجام داده‌اند. بنابراین به نظر آنها، وجه تسمیة این جنبش هنری، ناروا و ناسزاست و حق این است كه نام دیگری به آن داده شود. حقیقت این است كه تئاتر عبث، اصطلاح بسیار بزرگ و نتیجتاً كم معنا و عبثی به نظر می‌رسد. از سوی دیگر، بسیاری از نویسندگان كه زیر این عنوان جا داده شده‌اند، نه در اعتقادات و نه در اعمال، عبث گرا نیستند. به گمان من در آینده‌ای نه چندان دور دربارة همة آنهایی كه امروزه به طور سنتی و از روی عادت عبث‌گرا خوانده می‌شوند، تجدید نظر كلی به عمل خواهد آمد. زیرا آثار این نویسندگان هم از نظر برون ریخت (From) و هم درونمایه (Content)به اندازه‌ای با هم تفاوت دارند كه نامیدن آنها زیر عنوان مشترك تئاتر عبث، فقط نشان دهندة فقر در اصطلاح‌سازی است.4
تئاتر عبث، نتیجة بخشی از كوششها و جوششهای ناایستای هنرمندان راستین عصر ماست كه می‌خواهند در این دیواری كه سازشكاری و ماشین‌زدگی به دور انسان ساخته است، شكاف زنند و بار دیگر آگاهی و وجدان تازه‌ای بر پایة شناخت واقعیت نمایی زندگی و ارزشهای آن، در او ایجاد كنند.»5
تئاتر امروز جهان در قرن 21 هنوز تحت تأثیر تئاتر آوانگارد قرن 20 است. تئاتر پیشرویی كه مدیون تئاتر یونسكویی، تئاتر بكتی، تئاتر ژنه‌ای، تئاتر آرابالی و تئاتر آدامفی است كه هر كدام خصوصیات خاص خودشان را دارند و به هیچ وجه پوچ و عبث نما و رنگ باخته و ... نیستند و هنوز هم تازه‌اند و جهانشمول.

پانویسها
1- یونسكو، اوژن، بداهه گویی آلما، ترجمة نگارنده، تهران 1382 (زیر چاپ)
2- سید حسینی، رضا، مكتبهای ادبی، دو جلد، چاپ دهم، تهران، انتشارات نگاه، 1376، ص 1003.
3- اسلین، مارتین، تئاتر و ضد تئاتر، ترجمه حسن بایرامی، چاپ اول، تهران، انتشارات پیام، 1351.
4- فرهاد ناظرزاده، پیشین، ناظرزادة كرمانی، فرهاد، تئاتر پیشتاز، تجربه‌گر و عبث‌نما، چاپ اول، تهران، انتشارات جهاد دانشگاهی، 1366، صص 8-7.
5- همان، ص 27

منابع
1- كامیابی مسك، احمد، گفتگوهایی با ساموئل بكت، اوژن یونسكو و ژان لویی بارو، چاپ اول، تهران، انتشارات نمایش، 1381.
2- ملك‌پور، جمشید، گزیده‌ای از تاریخ نمایش در جهان، چاپ اول، تهران، انتشارات كیهان، 1364.
3- ناظرزادة كرمانی، فرهاد، تئاتر پیشتاز، تجربه‌گر و عبث‌نما، چاپ اول، تهران، انتشارات جهاد دانشگاهی، 1366.
4- یونسكو، اوژن، شاه می‌میرد، ترجمة احمد كامیابی مسك، چاپ اول، تهران، انتشارات پیشگام، 1359.
5- یونسكو، اوژن، كرگدن‌ها، ترجمة احمد كامیابی مسك، چاپ اول، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1384.
6- یونسكو، اوژن، مردی با چمدانهایش، ترجمة احمد كامیابی مسك، همراه با تجزیه و تحلیل و گفتگو با ژاك موكلر كارگردان و متخصص آثار یونسكو از كیكاووس كامیابی مسك، چاپ اول، تهران، انتشارات نمایش، 1381.
7- یونسكو، اوژن، نظرها و جدل‌ها، ترجمة مصطفی قریب، چاپ اول، تهران، انتشارات بزرگمهر، 1370.
8- احمد كامیابی مسك، زیر چتر پوچی، مجله پژواك ایران، شماره 14 سال چهارم، تیرماه 1382، ص34.
9- Dictionnaire du théâtre français contemporain, Alfred Simon, Ed. Larousse, Paris, 1970.
10- L’art du théâtre, Odette aslant, Ed. Seghers, Paris 1963.
11- Dictionnaire de la langue du théâtre, Agnés Pierron, Le Robert, Paris, 2002.
12- Ionesco et son théâtre, Ahmad Kamyabi Mask, Ed. Caracteres, Paris, 1985




صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت گروه تئاتر همرهان شهرستان محمود آبادخوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای گروه تئاتر همرهان شهرستان محمود آباد محفوظ است